تبليغاتX
یاقوت

parastaranesepid

مجید احمدی هدایت

parastaranesepid

http://parastaranesepid.blogfa.com

یاقوت

یاقوت

یاقوت

مــي انــديــشــــم....

تويي كه تمام لحظات زندگي مرا محاصره كردي.....

تويي كه نمي دانم كي خواهي آمد....

اصلاً بگو ببينم مي آيي؟

مي آيي.... تا با تمام دلتنگي هاي سرزمين آرزوهايم وداع كنم؟

مي آيي.... تا شقايق هاي قلبم دوباره جان بگيرد؟

مي آيي.... تا از درياي نگاهت

قطره اي هم بر كوير چشمانم بريزم؟

مي آيي.... تا ستاره هاي آسمان زندگانيم

از ناله هاي شبانه ام آرام بگيرند؟

كاش مي دانستم از اوج كدامين قله ،

از دل كدامين شب ، از عمق كدامين

جنگل خواهي آمد....

تا برايت قلبم ، اين بزرگ ترين سرمايه ام را

پيش كش آورم و به تو بگويم

مهدی جان لبیک

یاقوت

 
 
یاقوت   
       
   
  
 
فهرست اصلی
صفحه اصلی
آرشیو مطالب
لینکستان
تماس با ما
 


آرشیو مطالب
هفته اوّل تیر 1388
هفته اوّل تیر 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم آذر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
 

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " یاقوت " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
مشاهده سریع تماس با ما
 


مقاله
موضوع مرتبط با :

 

Emotional and Physical Abuse in Family: Survey among High School

Adolescents

 سوءرفتار جسمی و عاطفی در خانواده : مطالعه ای بین نوجوانان دبیرستانی

هدف: تعیین شیوع انواع کودک آزاری در بین جمعیت (افراد) دبیرستانی در شهر Slavonoski می باشد.

روش: مطالعه 2.140 نفر از افراد پایه اول و چهارم دبیرستان طیف سنی 18-14  سال از ده دبیرستان را در بر می گیرد که در شهر Slavonoski  انجام گردید (در 4 دبیرستان و6 هنرستان فنی و حرفه ای )

از افراد خواسته شد که پرسشنامه ای را در مدت 45 دقیقه تکمیل نمایند که این پرسشنامه نیازهای این مطالعه را فراهم می نمود و داده های دموگرافیک زندگی خانوادگی و تجارت سوء رفتار جسمی و عاطفی را جمع آوری می کرد.

نتایج: افراد پایه اول بیشتر از افراد پایه چهارم از زندگی خانوادگی خود رضایت داشتند (پایه اول 9/96% و پایه چهارم 3/91%) احساس مورد توجه واقع نشدن در بین افراد پایه اول 5/17% و در پایه چهارم ، فرزندان طلاق و تک والدی ها 6/24% بود.تقریباً 80% افراد به صورت کلامی و غیر کلامی به دلیل نافرمانی از دستورات والدین تنبیه شده بودند.

سوء رفتار عاطفی بطور قابل ملاحظه ای با جنس موءنث، سن پائین و الکلیسم ارتباط داشت . تنبیه بدنی بخاطر نافرمانی در بین پایه های اول بیشتر از پایه های چهارم گزارش گردید.

سوء رفتار جسمی با با سن پائین ،سوء رفتار عاطفی، الکلیسم  در خانواده و فقدان ارتباط مناسب زناشویی (عشق) رابطه داشت.آزار جنسی در پسر ها 6% و در دختر ها 3/3% گزارش گردید.

نتیجه گیری: اغلب افراد دبیرستانی از زندگی خانوادگی رضایت داشتند . افرادی که نافرمانی می کردند معمولاً بصورت کلامی یا رفتار پرخاشگرایانه والدین تنبیه می شدند. تنبیه بدنی شیوع کمی داشت و معمولاً منجر به آسیب جدی نمی گردید.

والدین نامناسب بر رشد عاطفی فرزندانشان تأثیر گذاشته و منجر به مشکلات رفتاری می شوند. بیشتر والدین به طور عمومی به بچه هایشان صدمه نمی زنند اما گاهی از روی کم تجربگی و کمبود آگاهی و مهارتهای ارتباطی مرتکب این عمل می شوند. این والدین اغلب همان دوران کودکی خودشان این الگوهای رفتاری نامؤثر را فرا گرفته اند.شکلهای اصلی سوء رفتار کودکان شامل جسمی عاطفی، آزار جنسی و غفلت می باشد. علائم سوء رفتار در کودکان معمولاً قابل مشاهده اند. سوء رفتار عاطفی چندین شکل دارد، مانند نادیده گرفتن کودک،تحقیر یا ارعاب کودک . این احساسات منفی منجر به افزایش تحریف در تصویر ذهنی مثبت کودک در دراز مدت شد و می تواند منتهی به خطر یا رفتار تهاجمی در نوجوانان یا بزرگسالان شود.

سوء رفتار چنین تعریف می شود: نوع دائمی از رفتار که منجر به فرسایش و خوردگی تمامیت وکمال کودک می شود و احساس سرسختی مانند از دست دادن صبر و بردباری در مقابل کودک نمی گردد.15% از کل زمانی که مادران با کودکشان سپری می کنند ، واکنش خوبی در مقابل کودک ندارند.در مقابل مادرانی که صلاحیت و شایستگی ندارند 90-80% از کل زمانی که با کودک هستند واکنش نامناسب و ناکافی  در مقابل کودک دارند. در شرایط منفی در خانواده، رفتارهای تهاجمی ،اضطراب،افسردگی،تخلف و مشکلات و مسائل اجتماعی در نوجوانان  یا بزرگسالان بوجود می آید(پیش بینی می شود) برای مثال حاملگی نوجوانان ،رفتار جنسی پر خطر و اعتیاد داروئی ،آسیب پذیری عاطفی،بهره هوشی پائین ،الکلیسم،رفتارهای خودکشی وترک شغل.

براساس گزارش خدمات سلامت آمریکا شیوع سوءرفتا در سال 2000 در آمریکا در حدود 3/12 در 1000کودک بوده است بیشتر از 60% کودکان مورد غفلت قرار گرفته بودند،20% مورد سوءرفتار جسمی و 10% مورد سوءرفتار جنسی و 7% سوءرفتار عاطفی داشتند. درصد بالایی از قربانیان اطفال و کودکان بالای 3 سال بودند .دختران بیشتر از پسران و 80% سوءرفتارها توسط والدین انجام گردیده بود.

بر طبق یک مطالعه گذشته نگر در ایالات متحده که شامل 1000 بزرگسال بود حدود 30% از زنان و40% از مردان تجربه انواعی از سوءرفتار در کودکان را گزارش کردند.5%سوءرفتار جنسی و 19% جسمی گزارش نمودند. در تایلند77% از دانش آموزان 6 سال ابتدای مدرسه مورد سوءرفتار قرار گرفته بودند که سوءرفتار جسمی به وسیله شلاق یا کمربند انجام می شد.95%آزاز عاطفی (سوءرفتار) با فریاد کشیدن بر سرکودک یا تحقی او همراه بوده است.در کرواسی شمار سوء رفتار در کودکان در 10سال اخیر تا 74% افزایش یافته است و شیوع سود رفتار جنسی در کودکان 3برابر شده است. برطبق گزارش وزارت داخلی کرواسی 13.698 مورد سوءرفتار در دوره زمانی بین (1991-1995)گزارش شده بود.فقط 10% از موارد سوءرفتار جسمی در موسسات بهداشتی درمانی مورد درمان قرار گرفتند.در یک مطالعه در کودکان سالهای ابتدایی مدرسه در سال 2004 در کرواسی نشان داده  شد که 35% از انواع متاوت مورد رفتار کودکان خشونت در مدرسه بود. در کشور اسلواکی 10تا 20% از افراد دبیرستان انواعی از آزار را در کودکی تجربه کرده اند.

بر طبق سر شماری سال 2001 در Slavonoski brog و حومه این شهر 124.349 نفر ساکن بودند و ششمین شهر بزرگ کرواسی قبل از جنگ(1995-1991)بود. این شهر یک مرکز پیشرو در صنعت وکشاورزی وخدمات اجتماعی بود اما در طول این جنگ بطور قابل توجهی بصورت زیربنایی آسیب دیدو میزبان تعداد از مهاجران در جنگ بوسنی شدند. بعد از این جنگ این شهر دچار بحران اقتصادی و پسرفت شد و در روزهای کنونی Slavooski brog یکی از فقیرترین شهرهای کرواسی شده است.چنین موقعیتهای اقتصادی شرایطی را برای افزایش خشونت و سوءرفتار در کودکان بوجود می آورد.

هدف از این مطالعه میزان تکرار سوءرفتار در نوجوانان این شهر می باشد.

شرکت کنندگان وروشها: مطالعه شامل 2.140نفر از دانش آموزان 10 دبیرستان پایه اول و چهارم در این شهر می باشد، این شهر یک شهر صنعتی و تجاری و مرکز فرمانداریBrodsko-Posavska می باشد. این شهر 4 دبیرستان (ریاضیات – زبان شناسی،کلاسیک و عمومی) و 6 هنرستان (فنی،اقتصاد،صنعت،کشاورزی،شیمی وهنر) دارد.  افراد  مشمول این مطالعه کلاس اول و   کلاس چهارم بودند.

855نفر(40%) پسر و 1.272 نفر(60%)دختر بودند.سن آنها بین 14 و 18 سال بود.جمعیتی برابر از افراد شهر و حومه انتخاب شد ،بیشتر از نیمی از والدینیشان تحصیلات دبیرستانی داشتند(9/54% مادران و 2/62% پدران) و تقریباً  تحصیلات دانشگاهی داشتند(21% مادران و 4/23% پدران) قسمت عمده ای از افراد (1/88%)با والدینشان زندگی می کردند، 9/4% با والد طلاق گرفته زندگی می کردنو3/6% یکی از والدینشان را از دست اده بودند.

تحقیق کنونی بوسیله کمیته اخلاق شهر slavonoski و اولیاء مدرسه و ...مورد تصویب قرار گرفت.

روش: مطالعه د رفبریه سال 2005 انجام شد و شامل همه تلاش اولی ها و چهارمی ها 10 دبیرستان Slavonoski  بود. مدیر تحقیق فرم توافق اولیاء مدرسه را جهت هدایت این تحقیق تهیه کرد. 2 تااز متخصصان کودکان که در این مطالعه شرکت کرده بودند کار فرمایان را هدایت می نمودند و هدف و روشهای مطالعه را برای آنان توضیح می دادند.

2 تا 4 کلاس در هر روز توسط آنان تحت پرسشگری قرار می گرفت. استاد کلاس اهداف مطالعه را برای افراد توضیح داد و به آنان اطمینان داد که نتایج آن برای اهداف با اهمیت استفاده می شود. پرسشنامه بی نام و بدون ذکر نام همسایگان بود و زمان تکمیل آن 45 دقیقه در ساعت مدرسه بود و بعد از تکمیل پرسشنامه در داخل جعبه ای مهر و موم شده قرار گرفت و به محقق اصلی ارائه می گردید .

پرسشنامه: پرسشنامه مورد نیاز در این مطالعه به 3 قسمت تقسیم می گردید. قسمت اول اطلاعات دموگرافیک را جمع آوری می کرد ( مانند سن، جنس، محل سکونت(شهریا روستایی)و تحصیلات و نوع شغل) قسمت دوم در باره ساختار خانواده سوال می کرد (زندگی با والدین (هر دو والد)، طلاق گرفته ،والد بیوه، جو خانواده،الکلیسم یکی از والدین و ارتباط افراد خانواده ( احساس عشق و دوست،مدت زمان صرف شده با والدین،کیفیت ارتباط بین والدین)).قسمت سوم پرسشنامه شامل سوالاتی در باره تنبیه والدین ،نوع تنبیه انجام شده،تنبیه بدنی و نتیجه این تنبیه که آیا احتیاجی به کمک پزشکی و درمانی نیز داشته است.

سؤالات از نوع بله و خیر یا چند جوابی بود.در مورد تنبیه بدنی جوابها به صورت بله یا خیر ثبت می شد .

آنالیز آماری: جوابها با مقیاس ترتیبی تهیه شدند و بوسیله روشهای آمار توصیفی، Test.  وآنالیز رگرسیون، آنالیز شوند. آنالیز رگرسیون شامل سوء رفتار جسمی یا عاطفی و درک ارتباط والدین بود.همچنین متغیرهایی مانند ساختار خانواده ،تحصیلات والدین،سوءمصرف الکل و....مورد استفاده قرار گرفتند .حدود اطمینان 05/0>P گذاشته شد.

نتایج: قسمت عمده ای از افراد (8/94%) پاسخ دادند که آنها احساس خوبی در خانواده دارند. پایه اول بیشتر از پایه چهارم احساس رضایت در خانواده داشتند(9/96% در مقابل 3/91%).فقط5/3% افراد احساس نارضایتی در خانواده را داشتند .بیشتر از  افراد گزارش کردند که آنها احساس می کنند که والدینشان آنها را خیلی دوست دارند(احساس دوست داشتن انها به طور قابل ملاحظه ای بیشتر از احساس دوست نداشتن بود).به طورقابل ملاحظه ای پایه اولی ها بیشتر از پایه چهارمی ها از همدردی والدین با آنها رضایت داشتند.

افرادی که با هر دو والد زندگی می کردند احساس می کردند که والدینشان آنها را خیلی زیا دوست دارند در مقابل افرادی که با یک والد یا والد طلاق گرفته یا بیوه یا ناوالدی (ناپدری یا نامادری) زندگی می گردند.

افراد پایه اول که با هر دو والد(پدر و مادر) زندگی می کردند احساس عشق و دوستی بیشتری از افرادی که پایه چهارم بودند داشتند.

سوء مصرف الکل در والدین: سوء مصرف الکل در پدر یا مادر یا هر دو در 97 نفر از 2.140 نفر گزارش  گردید 17 تا از پایه اول(3/1%) و 80 تا از پایه چهارم (10%) بودند. 4% افراد از روستا و 39 (6/3%) از شهر بودند که پدر الکل مصرف می کرد.تفاوت قابل توجهی در سطح آموزشی پدران وجود نداشت و تفاوتی نیز در محل سکونت آنها وجود نداشت (1.041نفر از روستا و 1.87 نفر از شهر).

تنبیه: حدود 80% افراد تنبیه کلامی و غیر کلامی می شوند که به خاطر نافرمانی بود.رایجترین اشکال تنبیه در هر دو گروه آزار و اذیت کلامی بود .به طور قابل توجهی پایه اولی ها بیشتر از پایه چهارمی ها برای نافرمانی از دستور والدین تنبیه شده بودند.

49نفر از کلاس اولی ها و 35 نفر از کلاس چهارمی ها در کودکی تنبیه شده بودند (با محدود شدن در اتاق تاریک وتهدید شدن بوسیله تنبیه جسمی یا ترک کردن آنها).

حدود 80% گزارش نمودند که انها هرگز تنبیه بدنی نشده اند .در افراد پایه اول تتنبیه بدنی بطور قابل توجهی بیشتر از پایه چهارم بود.تنبیه بدنی شدید که منجر به کبودی و یا سایر جراحات می شد در 96 نفر از افراد انجام شده بود و در خانواده های روستایی بیشتر از خانواده های شهری بود.

بحث: مطالعه نشان داد که افراد پایه چهارم دبیرستان کمتر از پایه اول از زندگی در خانه رضایت داشتند.که آن ممکن است نتیجه ای از فرآیند نرمال بلوغ در طول نوجوانی فرد باشد و تفسیری که نوجوانان در مورد رفتارهای والدین در زمان بلوغ دارند و ممکن است آنرا فاقد عشق و دوستی بدانند.

نارضایتی از زندگی خانوادگی و کمبود توجه والدین بیشتر بوسیله افراد پایه چهارم که در روستا زندگی می کردند گزارش شد. ارتباطات غیر موثر والدین ممکن است بوسیله جوانان بزرگتر بصورت فقدان توجه والدین تفسیر شود.

درک مثبت دانش آموزان از مراقبت های والدین با کاهش نشانه های جسمی و روانی در زندگی بزرگسالان ارتباط داشت. در این مطالعه  افراد از دوستی و توجه والدین به آنها ناراضی بودند بویژه در افرادی که زندگی خانوادگی آنها از هم گسیخته بود. همچنین  افرادی که وادینشان طلاق گرفته بودند احساس ارتباط غیر مؤثر در خانواده داشتند.

افراد پایه چهارم چنین احساساتی را بیشتر از پایه اول بیان کردند زیرا محرومیت آنها در گذشته بیشتر طول کشیده بود.طلاق والدین یک تجربه پر استرس برای کودکان می باشد که ممکن است احساس گناه، ناامنی و از دست دادن اعتماد به نفس واحساس عدم حمایت یا عدم دوستی را افزایش می دهد.

نوجوانانی که در خانواده های طلاق گرفته زندگی می کنند حالت خشم و عصبانیت در آنها افزایش می یابد. طلاق والدین با کیفیت پائین ارتباطات (پدر- کودک) در ارتباط می باشد همچنین ارتباطات مادر – کودک ، حمایت اجتماعی، غیر وابستگی و اضطراب در روابط شخصی را کاهش می دهد.

بچه ها در خانواده های بی پدر تعامل بیشتری با مادانشان دارند و پسران نمی توانند نقش جنسی مرد را فرا بگیرند. تضاد در روابط پدر با نوجوان  ارتباط قویتری با افسردگی نوجوانان داشت تا تضاد در روابط مادر با نوجوان .تجربه استرس زیاد زیاد در جوانان طلاق والدین ارتباط داشت. افرادی که با نامادری/ناپدری  زندگی می کردند از افرادی که هر دو والد را داشتند یا یک والد را داشتند بیشتر احساس فقدان توجه و عشق را می کردند. نامادری ممکن است کودک را نادیده بگیرد یا حتی او را دوست نداشته باشد (فرزند خوانده)یا نظم بیش ار حد به کودک تحمیل کند و نجر به احساس بی علاقگی و عدم درک کودک شود.

در تحقیقی که بوسیله Givnefski  و Diekstra  در هلند انجام شد نشان داده شد که نوجوانانی که در خانواده های طلاق (مادران طلاق گرفته) یا با نامادری یا ناپدری زندگی می کنند به طور قابل توجهی اعتماد به نفس پائین تری از افرادی که با هر دو والد زندگی می کنند دارند .آنها اضطراب بیشتر و احساس دلتنگی بیشتر، خلق افسرده و افکار خودکشی و مبادرت به خود کشی بیشتری دارند.

پسرانی که با نا پدری/ نامادری زندگی می کنند مشکلات عاطفی بیشتری داشتند در مقایسه با پسرانی که فقط با یک والد زندگی می کنند و دخترانی که با یک والد زندگی می کردند مشکلات عاطفی بیشتری داشتند از دخترانی که با یک ناپدری/نامادری زندگی می کردند.

در این مطالعه 3/6% از افراد یکی از والدینشان را از دست داده بودند. این موارد بر احساس ایمنی و امنیت و افزایش وابستگی به والد باقی مانده (زنده) اثر می گذاشت که این والد خود در اذیت بود. بعضی اوقات تنظیم و تعدیل این موقعیتهای جدید مشکل بود و مهارتهای والدین در پرورش کودک را مشکل و رنج آور می کرد. این والدین ممکن است مشکلاتی در نظم ،هدایت و حمایت کودک داشته باشند .

در این مطالعه سوء رفتار عاطفی با جنس زن،سن جوانتر و الکلیسم در خانواه ارتباط داشت .سوء رفتار به وسیله بزرگسالان احترام خود را در کودکان کاهش می دهد و منجر به احساس گناه در کودک می شود.کودکانی که مورد سوء رفتار قرار گرفته اند اغلب فکر می کردند که هیچکس آنها را دوست ندارد و رفتار تهاجمی و خود تخریبی (آسیب به خود) داشتند. شیوع سوء رفتار عاطفی به طور شایسته و کافی گزارش نشده بود. اطلاعات بدست آمده از مطالعات مختلف قابل مقایسه با هم نبودند زیرا سوء رفتا عاطفی تعریف روشنی نداشت و ارزشیابی روی آن براساس شاخص های مختلف بود. در بررسی انجام شده 85-80% از افراد گزارش نمودند که با فریاد زدن ،تمسخر کردن ، ترساندن و اهانت کردن و در معرض  سوء رفتارهای عاطفی توسط والدینشان قرار گرفتند. در مطالعه که بین دانشجویان دانشگاهی در کرواسی انجام شد در سن 14 سال در حدود  از افراد تجربه سوءرفتار عاطفی را داشتند. ترساندن یک نوع سوء رفتار عاطفی است که موجب ترس و اضطراب می شود. مثال: ترساندن با ...ترساندن یا رها کردن (ترک) یا خودکشی و روشهای انضباطی خشن مانند بستن،زندانی کردن در یک اتاق تاریک و ....

در مطالعه ما ترساندن کمتر گزارش شده بود ، اگر چه ممکن است که افراد جوابهایی را از روی خجالت آماده کنند.

سوءرفتار جسمی در معنای وسیع تر همان آسیب جسمی است. شیوع غفلت و سوء رفتار جسمی در حال افزایش است .آقای Macmikian  گزارش کرد که 25% از افراد مورد مصاحبه سوء رفتار جسمی را در دوران کودکی تجربه کرده بودند.ادوارد و همکاران پی بردند که تقریباً نیمی از بچه هایی که سوءرفتار داشتند یک نوع رفتار را تجربه کرده بودند و  دو یا چند شکل سوء رفتار را تجربه کرده بودند (عاطفی یا جسمی).

بچه هیی که در معرض سوءرفتار جسمی بودند، این سوء رفتار در سن 8-4 سال بیشترین تکرار را داشت اما تعدادی از والدین بچه ها را در سن کوچکتر و یا بزرگتر تنبیه می کردند.

براساس مؤسسه ملی us   مرگهای گزارش شده در بچه های کوچکتر از 4 سال بخاطر سوء رفتار بود در اغلب موار والدین مقصر بودند و در والدین مقصر بودند و در والدین جوانتر بیشتر از مسن تر ها و در پدران بیشتر از مادران بود. بچه هایی که سوء رفتار جسمی داشتند علائم افسردگی در رفتارهای خودکشی را داشتند.

در مطالعه ما 15% افراد گزارش کردند که توسط والدین تنبیه بدنی شده بودند که نسبت به مطالعات قبلی که در کرواسی انجام شده کمتر است.

این تفاوت ممکن است به موقعیت و شرایط شهر Slavonoski برگردد و در ارتباط با سطح آموزشی والدین و ارزشهای سنتی باشد که علیرغم بدتر شدن اوضاع اقتصادی – اجتماعی پا بر جا مانده بود.یا پاسخ ها ممکن است تورش داشته باش. در مطالعه ما تنبیه بدنی به علت نافرمانی از دستورات والدین بود که اغلب بوسیله مادران و آموزش ابتدایی از جامعه روستایی و بوسیله پدران با درجه دانشگاهی از جامعه شهری انجام می گرفت این الگو به ساختار آموزشی والدین برمی گردد و یک علت ارتباطی نیست. سوءرفتار جسمی که منجر به آسیب شدید شود با سطح آموزشی بالاتر (درجه دانشگاهی) ارتباط داشت اما این اطلاعات برای نتیجه گیری کمی معتبر هستند . بر طبق نتایج مطالعه سوء رفتار جسمی با والدین جوان تر الکلیسم در خانواده فقدان پیوند زناشویی قوی و سوء رفتار عاطفی ارتباط داشت.رفتار ناشایسته والدین در برابر بچه ها اغلب نتیجه الکلیسم والدین یا سایر اعتیادها یا بیماری روانی، فقرو بیکاری بود. والدین که سوء مصرف الکل داشتند جوانان را افسردگی و اعمال تهاجمی مستعد می کردند. در مطالعه ما شمار بچه هایی که سوء رفتار جسمی و مصرف الکل را گزارش نمودند کم بودند. اما تکرار بیشتر آن بین افراد مسن تر ناشی از تاثیرات رفتارهایی بود که الکل بر جا می گذارد. محدودیتهای این مطالعه با محدودیتهای پرسشگری در بین نوجوانان ارتباط داشت.پاسخ های نوجوانان کاملاً معتبرنبود. پاسخ های اشتباه که می توانست در نتیجه مطالعه تاثیر بگذارد و ضمیمه نشده بود همچنین ما نمی توانیم بگوییم که جمعیت مورد مطالعه نماینده تمام جوانان کرواسی می باشدو نتایج این مطالعه ممکن است تا تصمیم پذیری کمی داشته باشد این یک نکته بودکه موقعیتهای اقتصادی-اجتماعی نامطلوب اخیر در افرادی که موقعیتهای بهتری داشتند در میزان سوء رفتار کودکان تغییری ایجاد نکرد در نتایج مطالعات ما تعداد قابل ملاحظه ای از افراد دبیرستانی در شهر Slavonoski  و حومه از زندگی در خانواده و مراقبتهایی که از آنها دریافت می کردند رضایت داشتند موقعیتهای نامطلوب خانواده مانند بچه های طلاق، تک والدییا والدین الکلیسم موجب نارضایتی افراد می گردد نا فرمانی از دستور والدین شفاهاً یا با رفتارهای تهاجمی والدین پاسخ داده می شد و کمتر به تنبیه بدنی می انجامید. تکرار تنبیه بدنی و الکلیسم در خانواده در این مطالعه خیلی برجسته نبود که ممکناست به حالات مثبت افراد برگردد یا ممکن است با پنهان کاری و خجالت کشیدن افراد ارتباط داشته باشد. تحقیقات بیشتر باید با وضوح و شفافیت بیشتری به سوالات سوء رفتار جنسی پاسخ دهد و افراد نوجوان سای رنواحی کرواسی را شامل گردد.

 

مترجم: حسین عجم زیبد کارشناس ارشد پرستاری دانشگاه ایران

مجید احمدی هدایت شنبه ششم تیر 1388  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی 
مقاله (شنبه ششم تیر 1388)
تعرفه (پنجشنبه ششم تیر 1387)
عید (شنبه هفدهم فروردین 1387)
تغذیه (جمعه نهم آذر 1386)
اغما’ (دوشنبه شانزدهم مهر 1386)
(شنبه سوم شهریور 1386)
1 خرداد (سه شنبه نوزدهم تیر 1386)
خبر (پنجشنبه هفتم تیر 1386)
دعوت (سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386)
تغییر (شنبه پنجم اسفند 1385)
 
امکانات
خوش آمديد ميهمان
آمار بازديد:
 
بازديد کلي :
نویسندگان :

 

لینک دوستان
قالب وبلاگ
پرستاران جوان
سازمان نظام پرستاری
پرستار کودک
خانه پرستار
پایگاه اطلاع رسانی پرستاری
گروهی از دانشجویان
سایت مقالات
دانشگاه بقیه الله
قاصدک
 

تبلیغات متنی

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

قالب وبلاگ » بلاگفا، پرشین بلاگ
 

 
قالب وبلاگ
 
 

 

All Right Reserved By ParsTheme.Com

Template By ParsTheme &
Design by Amirhoseyn rahbari

PHPNUKE.IR
 

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا