تبليغاتX
یاقوت

parastaranesepid

مجید احمدی هدایت

parastaranesepid

http://parastaranesepid.blogfa.com

یاقوت

یاقوت

یاقوت

مــي انــديــشــــم....

تويي كه تمام لحظات زندگي مرا محاصره كردي.....

تويي كه نمي دانم كي خواهي آمد....

اصلاً بگو ببينم مي آيي؟

مي آيي.... تا با تمام دلتنگي هاي سرزمين آرزوهايم وداع كنم؟

مي آيي.... تا شقايق هاي قلبم دوباره جان بگيرد؟

مي آيي.... تا از درياي نگاهت

قطره اي هم بر كوير چشمانم بريزم؟

مي آيي.... تا ستاره هاي آسمان زندگانيم

از ناله هاي شبانه ام آرام بگيرند؟

كاش مي دانستم از اوج كدامين قله ،

از دل كدامين شب ، از عمق كدامين

جنگل خواهي آمد....

تا برايت قلبم ، اين بزرگ ترين سرمايه ام را

پيش كش آورم و به تو بگويم

مهدی جان لبیک

یاقوت

 
 
یاقوت   
       
   
  
 
فهرست اصلی
صفحه اصلی
آرشیو مطالب
لینکستان
تماس با ما
 


آرشیو مطالب
هفته اوّل تیر 1388
هفته اوّل تیر 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم آذر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
 

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " یاقوت " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
مشاهده سریع تماس با ما
 


حمله قلبی
موضوع مرتبط با :


حمله قلبي
 

سکته قلبي با چه نشانه هائي بروز مي کند؟

سکته قلبي ممکن است با يکي از موارد زير خود را نشان دهد:

* ناراحتي سينه ( بيشتر ناحيه پشت جناغ) که به صورت درد، احساس سوزش، احساس خفقان و سنگيني بروز مي کند و ممکن است به فک تحتاني، ناحيه پشت، کتف و يا هر دو دست انتشار يابد. شدت اين علامت در افراد مختلف متفاوت است و ممکن است از يک سوزش يا درد خفيف تا درد شديد و غير قابل تحمل بروز کند ( فراموش نکنيم سکته قلبي هميشه با درد شديد همراه نيست ، بلکه ممکن است حتي يک سوزش خفيف پشت جناغ که بيش از چند دقيقه طول بکشد، حاکي از بروز سکته قلبي در فرد باشد.

* تهوع ، استفراغ يا تعريق سرد مي تواند با اين درد همراه باشد.
* احساس تنگي نفس ناگهاني
* احساس ضعف مفرط، تپش قلب، سنکوپ( از دست دادن هوشياري و سقوط فرد) به خصوص در افراد مسن، از علائم هشدار دهنده است.

هرگاه يکي از نشانه هاي بالا را به ويژه در افراد ميانسال و مسن مشاهده کرديد موضوع را جدي بگيريد.
 

چرا بيمار دچار انفارکتوس قلبي ( سکته يا حمله قلبي) نياز به کمک دارد؟

سکته قلبي در اثر انسداد رگ هاي تغذيه کننده ماهيچه قلب اتفاق مي افتد. به دنبال اين انسداد ، ماهيچه قلب دچار کمبود خون و در نتيجه کمبود اکسيژن مي شود و زندگي را به خطر مي اندازد.

چرا بسياري از بيماران دچار حمله قلبي در همان دقايق يا ساعت هاي اول پس از بروز نشانه هاي هشدار دهنده فوت مي کنند؟

* يکي از عوارض بسيار مهم سکته قلبي که عمدتا در دقايق اوليه روي مي دهد، اختلال در ريتم طبيعي قلب و بروز ايست قلبي است. ايست قلبي معمولا به دنبال مسدود شدن رگ تغذيه کننده قلب اتفاق ميافتد. در صورتي که در مدت 3 تا 5 دقيقه ، اقدامات احياي قلبي - ريوي شروع نشود، بيمار دچار مرگ خواهد شد. تعجب نکنيم که بسياري از مبتلايان ، تنها پس از چند دقيقه درد يا سوزش قفسه سينه ، دچار ايست قلبي مي شوند.

* يکي ديگر از عوارض بسيار مهم سکته قلبي ، از بين رفتن قسمت وسيعي از عضله قلب و بروز نارسايي است.در نارسايي ، قلب عمل تلمبه اي خود را به سختي انجام مي دهد که اين حالت مي تواند طي روزها ، ماه ها ، يا سال هاي بعد باعث مرگ بيماران شود.

با فرد دچار حمله قلبي چگونه برخورد کنيم؟

در صورتي که اولين تظاهر حمله قلبي، ايست قلبي - تنفسي باشد، با رسيدن بر بالين بيمار ، دو اقدام اساسي را بايد به سرعت شروع کرد:

* شروع احياي قلبي - ريوي
بر اساس برنامه مشخص آن ( براي يادگيري اين عمليات مي توانيد به بروشورها يا فيلم هايي که توسط اورژانس کشور تهيه شده است مراجعه نماييد.)

* کمک خواستن از اورژانس از طريق تلفن 115
در صورت برخورد با  فرد دچار علايم هشداردهنده قلبي نظير درد قفسه سينه و .... ( که در ابتداي جزوه حاضر شرح داده شد) ، اقدامات اوليه زير را انجام دهيد و از اورژانس 115 تقاضاي کمک نمائيد:

الف: حتي المقدور بيمار را از هرگونه فعاليت اضافي مانند راه رفتن، دويدن، صعود از پلکان و ... باز داريد و وي را در وضعيت استراحت کامل قرار دهيد.

ب: سعي کنيد بر روحيه خود مسلط باشيد و تمامي تلاش خود را براي کاهش اضطراب بيمار بکار ببنديد.از سر و صدا کردن، گريه و ساير مواردي که باعث اضطراب بيشتر بيمار مي شود خودداري کنيد.

ج: در موارد درد شديد قفسه سينه ، د صورتي که قرص هاي زير زباني نيترو گليسيرين در دسترس هست ، مي توانيد از آن استفاده کنيد.توجه داشته باشيد که استفاده از اين قرص در بيماران دچار افت فشار خون ممنوع است، بنابراين در صورت امکان ابتدا فشار خون بيمار را اندازه گيري نمائيد. اگر فشار بیمار بيش از 90mmHg بود از قرص زير زباني استفاده کنيد.

 

د: دادن انواع خوراکي يا مايعات نه تنها کمکي به بيمار نميکندبلکه در بعضي از بيماران مي تواند مضر نيز باشد، بنابراين سعي کنيد از دادن خوراکي و آشاميدني به بيمار اجتناب کنيد.

ه - در صورتي که بيمار ، دچار تنگي تنفس است، وي را در وضعيت نشسته قرار دهيد و پاهايش را از تخت آويزان کنيد.

و- در صورتي که بيمار ، دچار افت فشار خون است وي را در وضعيت خوابيده قرار دهيد و پاهايش را بالاتر از سطح بدن نگهداريد.

ز- انتقال هر چه سريع تر بيمار به مراکز درماني با آمبولانس هاي ويژه اورژانس ، نکته بسيار مهمي است، بنابراين سعي کنيد در اين موارد، زمان را از دست ندهيد.
 

عوامل خطر ساز سکته قلبي

عوامل خطر سازي که نمي توانيد تغييري در آنها ايجاد کنيد:
 

افزايش سن: تقريبا 4 نفر از 5 نفري که بيماريهاي عروقي فوت مي نمايند، 65 سال يا بيشتر سن دارند. در سنين بالاتر ، زناني که حمله قلبي دارند، دو برابر بيشتر از مردان دچار مرگ مي شوند.

 


 

جنس مذکر: مردان در معرض خطر بيشتري از ابتلا به بيماري هاي قلبي و عروقي هستند و در سنين پايين تر به اين بيماري دچار مي شوند. اين ميزان نزد زنان حتي پس از يائسگي ( هنگامي که ميزان مرگ زنان به دليل بيماري قلبي افزايش مي يابد) به اندازه مردان نيست.

 

توارث ( شامل نژاد) : بچه هايي که والدين آنها دچار بيماري هاي قلبي هستند، احتمال بيشتري براي بيماري قلبي آنان وجود دارد.


عوامل خطرساز اصلي که مي توانيد آنها را تغيير دهيد:
 

مصرف دخانيات: خطر بيماري هاي قلبي در افراد سيگاري ، دو تا چهار برابر بيشتر از افراد غير سيگاري است. کشيدن سيگار ، بزرگترين عامل خطر براي ايست ناگهاني قلبي است. سييگاري هايي که دچار حمله قلبي مي شوند نيز با احتمال بالاتر مرگ روبه رو هستند. تماس افراد غير سيگاري با دود سيگار هم ممکن است خطر بيماري قلبي را افزايش دهد.

 

بالابودن سطح کلسترول خون: خطر بيماري عروقي قلب با افزايش کلسترول بالا مي رود . هنگامي که ديگر عوامل خطر ساز نيز وجود دارند، اين خطر هم بيشتر مط شود. ميزان کلسترول همچنين تحت تاثير سن ، جنس، توارث و تغذيه قرار مي گيرد.

 

افزايش فشار خون: افزايش فشار خون، کار قلب را زياد مي کند و موجب بزرگي قلب و ضعف آن در طول زمان مي شود. همچنين اين مساله ، خطر حمله قلبي، نارسائي کليه و نارسائي احتقاقي قلب را افزايش مي دهد. هنگامي که افزايش فشار خون با چاقط ، کشيدن سيگار و ديابت همراه باشد، خطر سکته قلبي و مغزي افزايش بيشتري مي يابد.


 

چاقي و افزايش وزن: چاقي با افزايش کلسترول و تري گليسريدو تحرک کم و... همراه است. بسياري از افرادچاق نمي توانند شرايط خود را تغيير دهند ، اما با کاهش وزن حدود 5 تا 10 کيلوگرم مي توان به کاهش خطر بيماري قلبي کمک کرد.


 

ديابت: اين بيماري ، به طور جدي خطر بيماري قلبي - عروقي را حتي ( با تحت کنترل داشتن ميزان قند خون ) افزايش مي دهد.بيش از 80 درصد بيماران مبتلا به ديابت به شکلي از بيماري هاي قلبي عروقي تلف ميشوند. اگر ديابت داريد، مهم است که هر عامل خطرسازي را تحت نظر و کنترل داشته باشيد.


 

استرس ( فشار رواني) : برخي از دانشمندان ، بين خطر بيماري هاي قلبي و وضعيت استرس شخصي، عادات رفتاري و اجتماعي- اقتصادي او ارتباط معني داري قائل هستند. اين عوامل ممکن است تاثيري بر عوامل خطر ساز شناخته شده داشته باشد.


 

مجید احمدی هدایت شنبه هجدهم آذر 1385  نظر بدهید!

علمی
موضوع مرتبط با :

آسم  در اطفال

·                                کلیات

         آسم یکی از شایعترین بیماریهای مزمن اطفال به حساب می آید. این بیماری در هر سنی بروز می یابد.، ولی بیشترین موارد بروز آسم در افراد جوان است. گر چه گفته می شود که آسم قابل درمان نیست اما در اغلب موارد قابل کنترل می باشد. هر چه والدین و اطفال در مورد این بیماری بیشتر بدانند، کنترل آن نیز بهتر خواهد بود.

·                                عملکرد طبیعی ریه ها چگونه است ؟

         ریه ها به اکسیژن اجازه می دهند که وارد بدن شود و بعضی مواد زاید بدن نظیر دی اکسید کربن را مبادله کرده و دفع می کنند.زمانیکه اکسیژن از بینی و حلق عبور می کند گرم و مرطوب
می شود تا به پوشش ظریف مجاری هوایی صدمه ای وارد نکند.

         بعلاوه بینی و مجاری هوایی ذراتی نظیر گرد و غبار، قارچها و باکتریها و بعضی مواد شیمیایی نظیر دود، اسپری ها و بوها را که می توانند منجر به ایجاد صدمه در ریه ها شوند، به دام می اندازد.

         سپس هوا به مجاری هوایی کوچکتر منتقل می شود. این مجاری همانند شاخه های درخت بوده و میلیونها عدد از این مجاری هوایی بسیار کوچک نهایتاً اکسیژن را به کیسه هایی که اصطلاحاً حبابچه های هوایی نام دارند منتقل می کنند.

         مجاری هوایی دارای بافت پوششی بسیار ظریفی می باشند که توسط که لایه باریک مخاطی نظیر آنچه در بینی وجود دارد پوشیده می شوند. اجسام و ذرات خارجی به این مخاط چسپناک چسپیده و به دام می افتد و سپس از طریق فرآینده های پاک سازی از مجاری هوایی خارج
می شوند. این فرآیند از طریق ساختارهای لوله مانندی که اصطلاحاً مژک نامیده می شوند انجام
می گیرد که و مرتباً مخاط و ذرات بدام افتاده را با عملکرد رانشی خود به سمت بینی و حلق هدایت می کنند تا اینکه با سرفه یا عطسه بیرون رانده شده یا بلعیده شوند.

         دسته های عضلانی نیز در اطراف مجاری هوایی قرار دارند و انقباض این عضلات به طور انتخابی جریان هوا را در مجاری هوایی هدایت می کند.

·                               
آسم چیست ؟

         آسم یک وضعیت التهابی مجاری هوایی برونشی می باشد . این التهاب سبب می شود که عملکرد مجاری هوایی تشدید شده و در نتیجه ضخامت مخاط افزایش یابد و میزان تولید ترشحات نیز بیشتر کشته و انقباضات عضلات بیشتر می شود.

         این فرآیند منجر به انسداد مجاری هوایی،سفتی قفسه سینه، سرفه و خس خس می شود. اگر این فرآیندها تشدید یابد و بدتر شود تنفس سخت شده و سطح اکسیژن خون پائین می آید.

         شدت آسم در افراد مختلف متفاوت است و در تمامی بچه های مبتلا به آسم تا زمان تشدید علائم  بهبود می یابد.

·                                علل آسم چیست ؟

         التهاب مجاری هوایی شایعترین یافته در تمامی بیماران مبتلا به آسم می باشد. این التهاب از طریق حساسیت ، عفونتهای تنفسی ویروسی و مواد محرکی که در هوا وجود دارند ایجاد می شود.

         آسم کودکی اختلالی است که در آن عوامل ژنتیکی و حساسیتی ، دارای نقش اساسی
است ، تقریباً 75 تا 80 درصد موارد بطور قابل ملاحظه ای دارای انواع حساسیت می باشند.

         التهاب مجاری هوایی منجر به تحریک و افزایش پاسخ آنها می شود. بعلاوه التهاب طولانی مدت مجاری هوایی می تواند منجر به بروز صدمه به مجاری هوایی شود.

·                                علائم و نشانه ها

         خس خس سینه که وجه مشخصه آسم می باشد تنها علامت آسم نیست و وجود سرفه نیز می تواند یک نشانگر قوی برای بروز آسم باشد.  در مواردیکه خس خس سینه توسط والدین یا وابستگان یا حتی پزشک قابل تشخیص نیست، سرفه می تواند وجود داشته باشد.

         هر کودکی که دائماً دچار سرفه یا عفونت های تنفسی باشد( ذات الریه یا برونشیت ) باید از نظر وجود آسم مورد بررسی قرار گیرد. کودکی که بعد از گریه یا پیاده روی و یا دویدن دچار سرفه
می شود نیز ممکن است مبتلا به آسم باشد. سرفه های شبانه نیز می تواند نشاندهنده آسم باشد که در اغلب موارد آسم در شب ها بدتر می شود.

         شیرخواران مبتلا به آسم اغلب دچار سرفه های جیغ مانند . تنفس تند بوده و ممکن است مرتباً دچار ذات الریه برونشیت و یا سرماخوردگی شوند. ممکن است خس خس واضح تا بعد از
18 الی 24 ماه قابل مشاهده نباشد.

         سفتی قفسه سینه و تنگی نفس از دیگر علائم آسم می باشد که ممکن است به تنهایی یا همراه با سایر علائم بروز یابد. از آنجایی که این علائم می توانند بدلیل سایر بیماریها نیز رخ دهد، باید آنها نیز علاوه بر آسم مد نظر قرار گیرند .

         در اطفال کوچکتر، ناراحتی ناشی از گرفتگی قفسه سینه می تواند منجر به بروز نا آرامی غیرقابل توجیه شود. به یاد داشته باشید که هر کودکی که در اغلب موارد دچار سرفه یا عفونتهای تنفسی باشد باید از نظر آسم بررسی شود.

·                                آسم نهفته چیست ؟

         تا زمانیکه تنفس سریع ، خس خس و سرفه به طور کامل مشهود باشد. ممکن است کودک مبتلا به آسم فاقد هرگونه علامتی باشد. در این موارد مجاری هوایی تا حدی دچار انسداد می باشند و تا زمانیکه کنترل نشود، ممکن است کودک در اغلب موارد دچار ناراحتی تنفسی باشد.

         گاهی اوقات این بیماری علائمی بسیار ناچیزی ایجاد می کند به گونه ای که حتی تشخیص آنها توسط پزشک نیز مشکل خواهد بود . در این موارد باید از روشهای بررسی عملکرد ریه کمک گرفت.

·                                چه عواملی سبب تشدید آسم می شوند ؟

         حملات آسم می تواند تحت تأثیر عواملی نظیر فعالیت بدنی و ورزش ، عفونتها ، حساسیت ، مواد محرک، آب و هوا و مسائل عاطفی تشدید شود.

         فعالیت بدنی و ورزش : در 80 درصد موارد دویدن می تواند سبب تشدید آسم در اطفال شود. استفاده از داروهای گشاده کننده برونش می تواند از بروز این حملات جلوگیری کند. با کنترل مناسب آسم کثر کودکان می توانند در فعالیتهای معمول خود بطور کامل شرکت داشته باشند. البته یکسری فعالیتها نظیر دویدن طولانی مدت بخصوص در هوای سرد و در فصلهایی که شیوع حساسیت بیشتر است نظیر بهار یا در هنگام سرماخوردگی نیز باید محدود شود. بنظر می رسد شنا کمترین ورزش تشدید کننده آسم می باشد.

         عفونتها : در اغلب موارد عفونتهای تنفسی سبب تشدید حملات شدید آسم  می شود. اکثر این عفونتها بوسیله ویروسها ایجاد می شوند . از آنجائیکه در این نوع عفونتها آنتی بیوتیکها جائی ندارند، به نظر می رسد که دارای ارزش کمی در حملات آسم باشند. استفاده از داروهای گشاده کننده برونش، مصرف مقدار کافی مایعات و استفاده درست و به موقع از کورتونها می تواند در آسم ناشی از عفونتها کمک کننده باشد. بنابراین اگر پزشک در این موارد آنتی بیوتیکی تجویز نکند نباید تعجب کرد. از طرف دیگر اگر پزشک به عفونتهای باکتریایی نظیر سینوزیت یا برونشیت شک کند ممکن است از آنتی بیوتیک استفاده نماید .


 

         در اطفال سینوزیت مزمن ناشی از باکتریها، قویترین عامل مزمن و تشدید کننده آسم به حساب می آید. در این موراد درمان 10 روزه ممکن است کافی نبوده و برای تشخیص عامل
زمینه ای از سینوسها عکسبرداری به عمل می آید. به منظور ریشه کنی کامل عفونت ها باید درمان سه تا چهار هفته ای یا حتی طولانی تر با آنتی بیوتیک صورت گیرد. بعلاوه ممکن است آسم بوسیله عفونت گوش یا برونشیت نیز تجدید شود که در این موارد نیز آنتی بیوتیک لازم است.

         حساسیت : علائم آسم در بسیاری از موارد توسط مواد حساسیت زا تشدید می یابد که این مواد شامل گرد و غبار و گرده گیاهان، قارچها و غذاها و جانوران می باشد.

         در طی واکنش حساسیتی، مواد شیمیایی نظیر هیستامین از سلولهای خاصی آزاد
می شود. این فرآیند منجر به تورم مخاط، افزایش ترشح خلط و انقباض عضلات در مجاری هوایی خواهد شد. بدین ترتیب حساسیت می تواند سبب تشدید حملات آسم شود. مواد حساسیت زا
می توانند در خانه ( غبار خانه، قارچها یا حشرات ) یا در خارج از خانه ( قارچها و گرده گیاهان ) یا غذاها
( شیر ، لوبیا ، تخم مرغ ) باشد. غذاها در این میان کمترین شیوع را در تشدید علائم آسم خواهند داشت.

         این مواد حساسیت زا ممکن است منجر به بروز واکنشهای ناچیزی شوند که هیچگونه عارضه جانبی نداشته باشد ولی با اینحال تماس روزانه با این مواد به تدریج می تواند باعث تشدید آسم شود.

         بعلاوه حساسیت می تواند منجر به بروز آسم نهفته نیز شود. واکنشهای حساسیتی خفیف در مقایسه با انواع شدید در بروز این حالت مهمتر هستند، زیرا در موارد شدید فرد از ماده حساسیت زا دروی می کند اما در موارد نامحسوس، مرتباً با ماده حساسیت زا در تماس خواهد بود.

·                                مواد محرک

         دود سیگار، آلودگی هوا ، بوهای بسیار تند ، اسپربها و بخار رنگ از جمله این مواد هستند و می تواند در بافت ریه مجاری هوایی فوقانی منجر به تحریک شوند. واکنشهائی که توسط این مواد ایجاد می شود ( سرفه، خس خس ، آبریزش بینی و اشک ریزش ) با واکنشهائی که توسط مواد حساسیت زا ایجاد می شود متفاوت می باشد. دود سیگار در این بین مثال بسیار خوبی است زیرا می تواند بسیار محرک بوده و سبب تشدید آسم شود. بعلاوه این ماده در مقایسه با سایر مواد حساسیت زا بسیار با اهمیت تر است.


 

·                                آب وهوا

         به نظر می رسد که آب و هوای سرد سبب تشدید علائم آسم می شود. این یافته توسط مطالعات مختلفی که بر روی بیماران آسمی انجام شده نیز تأیید شده است. از جمله اقداماتی که می توان به منظور جلوگیری از استنشاق هوای سرد انجام داد، قرار دادن شالگردن یا پارچه پشمی در جلو بینی است و این امر کمک می کند که فرد در هوای سرد، هوای گرم تری را استنشاق کند. بعلاوه آب و هوا بر روی مواد حساسیت زای خارج از خانه نیز اثر می گذارد. بعنوان مثل هوای بادی، مواد حساسیت زای بیشتری را در هوا پخش می کند در حالیکه یک بارش سنگین باران سبب پاک شدن هوا را مواد از حساسیت زا خواهد شد. به همین دلیل تغییر مکان زندگی در دراز مدت حتی بعد از بهبود علائم اولیه چندان کمکی به پیشگیری از علائم آسم نخواهد کرد زیرا در مورد آب و هوا، عوامل بسیار زیادی دخالت دارند.

         وجود این مطلب که کودکان مبتلا به آسم ، دارای اختلالات روانی شدیدی هستند که منجر به وقوع آسم می شود، یک اعتقاد نادرست است. عوامل عاطفی منجر به بروز آسم نمی شود. اما در موارد نادر ممکن است استرسهای عاطفی سبب تشدید حملات آسم شوند. آسم کودک ممکن است حتی در پاسخهای عاطفی نظیر گریه، خنده، نیز قابل مشاهده باشد.این واکنشهای عاطفی طبیعی منجر به بروز تنفسهای عمیقی مشابه حین دویدن می شوند که آنها سبب تشدید آسم می شوند.

         البته در موارد نادر استرسهای عاطفی نظیر اضطراب ، نگرانی و عصبانیت می تواند آسم را تحریک کند.

         اما در این موارد نیز آسم بر این استرسها پیشی خواهد گرفت. بنابراین به یاد داشته باشید که علت آسم در مغز نهفته نیست. عواطف بدلیل دیگری نیز با آسم رابطه دارند. بسیاری از کودکان از اضطراب شدیدی که در طی یک حمله آسم ایجاد می شود رنج می برند. همین اضطراب می تواند منجر به ایجاد تنفسهای تند عمیقی شود که این تنفسها سبب تشدید آسم خواهند شد.

         در طی یک حمله باید تا حد ممکن اضطراب کنترل شود . والدین باید آرام بوده و کودک را به آرام شدن و تنفسهای راحت تشویق کند و داروهای مناسبی نیز تجویز کنند. آسم باید با استفاده از درمانهای خاص کنترل شود و زمانیکه کنترل شد استرسهای روانی نیز کاهش پیدا می کنند. وجود هرگونه بیماری دیگر، بخصوص در زمانیکه غیر قابل کنترل باشد ، می تواند منجر به بروز اختلالات روانی ثانویه شود. در مواردیکه اختلالات روانی بسیار شدید وجود داشته باشد. باید حتماً به متخصص مراجعه کرد.

·                               
به خاطر داشته باشید که آسم

1-                                یک اختلال التهابی مجاری هوایی است که توسط مواد حساسیت زا، محرک و عفونتهای تنفسی ایجاد می شود.

2-                                بوسیله عوامل تحریکی متعددی که سبب فعال شدن و واکنش بیش از حد مجاری هوایی می شوند، تحریک می شود.

3-                                و به جز در موارد بسیار نادر، یک بیماری برگشت پذیر و قابل کنترل است.

مجید احمدی هدایت جمعه هفدهم آذر 1385  نظر بدهید!

موضوع مرتبط با :

با طب سوزنی آشنا شویم
Acupuncture
استفاده از طب سوزنی برای درمان بیماریها در قرن 21
سابقه طب سوزنی (Acupuncture) به بیش از 2000 سال پیش و به کشور چین باز میگردد. شاید بتوان آنرا یکی از قدیمی ترین و در عین حال کاربردی ترین روشهای طبابت دانست که در حال حاضر در قرن 21 ام مورد استفاده قرار می گیرد.

شناخت دوباره این طب را به جرات می توان مدیون روزنامه نگار مجله نیویورک تایمز یعنی جیمز رستون (James Reston) دانست که در سال 1971 دانست طی مقاله ای به بررسی روشهای طبابت در چین که توسط سوزن انجام می شد، دانست.

در اصل اصطلاح Acupuncture تشریح کننده مجموعه ای از روشها است که توسط آن نقاطی از بدن برای دریافت نتایج مورد نظر با روشهایی خاص مانند استفاده از سوزن تحریک می شود. طب سوزنی امروزه با استفاده از فرو کردن سوزن های خاصی به درون بدن از طریق پوست توسط دست و یا حتی جریان الکتریسیته انجام می شود.

سوزنهایی که در این طب از آن استفاده می شود فلزی هستند و تقریبا" به قطر چند تار موی سر می باشند. بیمارانی که این روش درمان را برای خود انتخاب می کنند اظهارات متفاوتی دارند، اما در مجموع اغلب آنها بیان می کنند که هنگام فرو کردن سوزن به بدنشان احساس درد زیادی نمی کنند. معمولا" تجربه و تخصص پزشک معالجه در استفاده از سوزن می تواند میزان درد حاصله را کاهش یا افزایش دهد.

سازمان مدیریت تغذیه و داروی آمریکا (FDA) در سال 1996 استفاده از سوزنهای مخصوص برای این نوع از روش درمان را تایید کرد. این سوزنها باید استریل باشند و می توان هریک از آنها را برای یک و فقط یک بیمار استفاده کرد. همچنین قبل از هر بار استفاده از سوزنها باید آنها را با الکل یا مواد ضدعفونی کننده تمیز کرد.

Acupuncture
امروزه در درمان طب سوزنی ممکن است از جریان
الکتریسته نیز استفاده شود.
بسیاری از پزشکان اعتقادی به این نوع از روش طبابت ندارند و برعکس بسیاری دیگر با استناد به آمار بدست آمده از بهبود بیماران این روش را برای معالجه توصیه می کنند. آزمایشها نشان می دهد این روش می تواند برای کاهش درد پس از جراحی، شیمی درمانی، جراحی های دندان و ... بسیار موثر واقع شود.

همچنین شواهد بسیاری موجود است که طب سوزنی می تواند در معالجه بیماری هایی چون اعتیاد به مواد مخدر، فعال کردن دوباره ماهیچه های تنبل، سر درد، دردهای مفصلی، انواع آسم و تنگی نفس بعنوان یک راه حال و یا حداقل در کنار درمان دارویی استفاده شود. تحقیقات جدید نشان می دهد که طب سوزنی توانایی کاهش و حتی برطرف کردن انواع درد را داشته و می تواند توانایی های قسمت های مختلف بدن افراد را بالا ببرد.

طب سوزنی چگونه کار می کند؟
در طب سنتی چین که به TCM به معنی Traditional Chinese Medicine معروف است، بدن انسان تحت تاثیر دو نیروی مخالف هم به نام های یین و ینگ (Yin & Yang) قرار دارد. Yin به صفاتی چون سردی، آرامی و در کل حالت غیر فعال بر میگردد. در حالی که Yang به صفاتی چون گرمی، هیجان و فعال بودن نسبت داده می شود.

در این نگرش، سلامت بدن هنگامی حاصل می شود که میان این دو نیرو تعادل برقرار باشد و عدم تعادل این دو نیرو باعث می شود که جریان حیاطی در بدن که به Qi ("چی" تلفظ می شود) معروف است مختل شود. این جریان از راه ها و نقاط خاصی در بدن گذر می کند. تعداد 12 عدد از این مسیرها و نقاط بعنوان نقاط اصلی و تعداد 8 عدد بعنوان نقاط سطح دوم معرفی می شوند، در مجموع بیش از 2000 نقطه نیز دیگر به آنها متصل میباشد.

اساس طب سوزنی بر تحریک این نقاط استوار است که می تواند جریان Qi در بدن را کنترل نماید. اینکه مدل چینی ها برای بدن درست است یا خیر جای بحث دارد اما دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که تحریک این قسمت های بدن می تواند روی وضعیت شیمایی و عصبی مغز تاثیر بگذارد و در نهایت منجر به عکس العملهایی مانند کاهش درد، تغییر فشار خون و ... شود و در نهایت سلامت بیمار را منجر شود.

مجید احمدی هدایت جمعه هفدهم آذر 1385  نظر بدهید!

علمی
موضوع مرتبط با :

ریزش مو

  شروع ریزش مو با وجود تعدادی مو در شانه و وان حمام آغاز می شود. اما هم اکنون شما بدون توجه به موی سرتان نمی توانید در آینه پوست سرتان را نگاه کنید. طاسی به کاهش موی شدید اطلاق می شود که می تواند در نتیجه وراثت، برخی داروها یا شرایط طبی ویژه ای باشد. هرکس     از مرد، زن، بچه،  ممکن است ریزش مو را تجربه نماید. واژه طبی ریزش مو « آلوپسی »
می باشد. شایعترین نوع طاسی با الگوی آندروژیک ( هورمونی ) می باشد. این نوع در حدود 95% از ریزش مو را شامل می شود، دائمی است و با وراثت در ارتباط است. اگر نوع ریزش موی ناحیه ای است که موقتی رخ می دهد، این نوع ریزش مو در پوست سر یا بدن فرد رخ داده و علت اختصاصی آن ناشناخته است.

  برخی افراد ترجیح می دهند با عدم درمان یا مخفی نکردن ریزش مو این حالت سیر خود را طی نماید. برخی افراد نیز ریزش مو را با کلاه ، نحوه آرایش یا ژل می پوشانند . شما می توانید یکی از داروها یا روش های جراحی موجود را در درمان ریزش موی خود به کار برید. قبل از انتخاب هر یک از گزینه های درمانی موجود با پزشک خود راجع به علت و بهترین روش درمانی ریزش مو مشاوره نمائید.

·  علائم و نشانه ها

  وجود ریزش مو با الگوی هورمونی بدین معنا است که شما ممکن است طاسی را به زودی در دوران جوانی خود تجربه نمائید. این نوع از ریزش مو در شقیقه ها و فرق سر آغاز می شود. نتیجه نهائی، طاسی کف سر یا طاسی کامل می باشد.در زنان مبتلا به ریزش موی هورمونی، ریزش مو محدود به ناحیه پیشانی،کناره ها و فرق سر می باشد. طاسی کامل به ندرت در زنان اتفاق می افتد.

  در ریزش موی ناحیه ای، ریزش در حد یک لکه صاف ، گرد و کوچک اتفاق می افتد. حدود 90 درصد از موی افراد در یک مرحله رشد 6-2 ساله ( آناژن ) قرار دارد. 10 درصد باقیمانده در یک فاز استراحت 3-2 ماهه ( تلوژن ) قرار دارند.

  اکثر افراد روزانه ریزش موی بین 150-50 رشته مو را تجربه می کنند. با ریزش یک مو مرحله رشد دوباره شروع می شود و یک موی جدید در فولیکل جایگزین موی ریخته شده می گردد.

  رشد جدید به میزان تقریباً 2/1 اینچ در هر ماه می باشد. هنگامی که میزان ریزش مو بیشتر از میزان رشد مجدد باشد و یا موی جدید نازک تر از موی ریخته شده باشد طاسی ایجاد می گردد.

  ریزش موی هورمونی دارای علل وراثتی می باشد. اگر چه در مردان شایع است ولی زنان را نیز مبتلا می نماید. وجود تاریخچه مثبت از ریزش موی هورمونی در هر یک از اعضای خانواده احتمال ریزش مو را افزایش می دهد. وراثت هم چنین سن شروع در ریزش مو، سرعت پیشرفت ، الگو و میزان ریزش مو را نیز تحت تأثیر قرار می دهد.

  ریزش موی ناحیه ای در طیف بیماری های خود ایمنی قرار می گیرد اما علت آن ناشناخته است. فرد مبتلا به این بیماری به طور عمومی سالم می باشد. دانشمندان معتقدند که برخی افراد به صورت ژنتیکی مستعد پیشرفت این بیماری هستند و با یک عامل تشدید کننده نظیر عفونت ویروسی روند آغاز می گردد.

  بر خلاف ریزش موی هورمونی موها اکثراً دوباره رشد می نمایند ولی ممکن است چندین بار موها را از دست بدهید و درباره رشد نمایند.

·  دیگر علل ریزش موی موقتی :

-    بیماریها : دیابت ، لوپوس، بیماری تیروئید.

-    سوء تغذیه : پروتئین و آهن ناکافی رژیم غذایی، رژیم غذایی متغییر، بیماریهای ویژه نظیر
اختلالات غذا خوردن

-    داروها : داروهای مؤثر در درمان نقرس، التهاب مفاصل، افسردگی، مشکلات قلبی و فشار خون بالا و مصرف قرص ضدبارداری

-    درمانهای طبی : شیمی درمانی و رادیوتراپی ( پس از پایان درمان موها مجدداً رشد
می نماید(.

-    تب شدید، آنفولانزای شدید، جراحی : 4-3 ماه بعد از حوادثی نظیر بیماری یا جراحی ریشه مو رخ می دهد. این شرایط منجر به ورود سریع موها به فاز استراحت می گردد و رشد موهای جدید را کاهش می یابد. با بازگشت مو به فاز رشد، این موها افزایش
می یابند.

-    خردسالی نوزادان اغلب طی چند ماه اول زندگی موهای خود را از دست می دهند. این موها توسط موهای پایدارتر جایگزین می شوند. هم چنین به صورت گسترده ای نوزادن موی پشت سر خود را بدنبال کشیده شدن بر تشک و صندلی ماشین از دست
می دهند.

هنگامیکه کودک شروع به نشستن می کند رشد موها دوباره شروع می شود.

·  تولد بچه

  برخی خانمها ریزش موی شدیدی را چند ماه پس از زایمان تجربه می نمایند. علت این است که در طی بارداری موها وارد رشد فعال می شوند و بعد از زایمان به سرعت به وضعیت طبیعی باز می گردند.


 

·  درمان مو

  عدم کاربرد صحیح مواد شیمیایی در آرایش مو باعث صدمه به موها می گردد. مصرف زیاد ژل و حالت دهنده های مو باعث نازک شدن و افزایش ریزش مو می گردد. کشش موها در آرایش مو منجر به یک نوع ریزش مو به نام ریزش موی کششی می گردد.

·  عفونت پوست سر

  عفونت های پوست سر نظیر کچلی قارچی با آسیب به پوست و مو منجر به ریزش موها
می شود. با درمان عفونت موها دوباره رشد می کنند.

·  درمان

  طاسی موقت یا دائمی قابل درمان نیست اما درمان به رشد موها کمک کرده و از این طریق ریزش مو را مخفی می نماید. در برخی انواع ریزش مو، موها بدون هیچگونه درمانی دوباره رشد
می نماید.

1.                مامینوکسیدیل یا روگین : این دارو بدون نسخه جهت درمان ریزش موی هورمونی و ناحیه ای توصیه می شود. مامینوکسیدیل مایعی است که روزانه دو بار بر پوست سر مالیده می شود و از این طریق باعث رشد مجدد مو و جلوگیری از ریزش بیشتر مو می گردد. مامینوکسیدیل به صورت
محلول های 2 و 5 درصد در دسترس می باشد. موهای ناشی از مصرف مامینوکسیدیل ممکن است نازک تر و کوتاهتر از موهای قبلی باشند ولی به اندازه ای رشد می کنند تا ریزش مو و طاسی فرد را مخفی نمایند.

 در صورت توقف مصرف دارو به زودی رشد موهای تازه متوقف می شود. در صورت عدم رشد موها طی مدت 6 ماه پس از مصرف دارو، بهتر است دارو قطع شود. عوارض جانبی دارو عبارت است از تحریک پوست سر .

2.                فناسترید : این دارو جهت درمان طاسی با الگوی مردانه به صورت قرص و روزانه باعث کاهش ریزش مو و یا در برخی افراد رشد موهای تازه می گردد. این نتایج مثبت به دنبال چندین ماه مصرف دارو حاصل می شوند.

فناسترید باعث مهار تبدیل تستوسترون به دی هیدروتستوسترون می شود. دی هیدروتستوسترون باعث از بین رفتن فولیکول مو بوده و یک عامل مهم در ریزش موی مردان می باشد. همانند
مامینو کسیدیل اثرات دارو با قطع مصرف از بین می رود.

مصرف فناسترید در زنان توصیه نمی شود زیرا دارو در سنین باروری زنان دارای عوارض خطرناکی می باشد. مصرف دارو توسط زنان باردار باعث ایجاد نقایص شدیدی در جنین مذکر می گردد.

3.                کورتیکواستروئید : تزریق کورتیزون به پوست سر ، ریزش موی ناحیه ای را درمان می نماید. اغلب درمان ماهانه تکرار می گردد. در موارد ریزش موی شدید پزشک قرص کورتیکواستروئیدی تجویز می نماید. کارایی پماد و کرم های کورتیکواستروئیدی در درمان موی ناحیه ای کمتر از نوع تزریقی می باشد.

4.                آنترالین : به صورت کرم و پماد در دسترس می باشد. این داروی مصنوعی روزانه بر پوست سر مالیده و سپس شسته می شود. این دارو جهت درمان داءالصدف یا پسوریازیس به کار می رود ولی پزشکان در درمان سایر مشکلات پوستی نیز از این دارو استفاده نمایند. آنترالین رشد موهای جدید را در بیماران ریزش موی ناحیه ای تحریک می نماید.

·  روش های جراحی

  پیوند مو و کاهش پوست سر روش های موجود جراحی در درمان ریزش موی هورمونی
می باشند. طی پیوند متخصص پوست یا جراح زیبایی، یک پلاک پوستی حاوی مو را از عقب یا دو طرف پوست جدا نموده و به نواحی طاس شده وسط سر پیوند می نماید. روش جراحی کاهش پوست سر همانطور که از نامش مشخص است عبارت است از کاهش نواحی پوستی فاقد مو در پوست سر. بعد از برداشتن پوست سر فاقد مو، این فضا توسط پوست مودار پوشیده می شود. کاربرد این دو روش جراحی به صورت همزمان از نظر ظاهری بسیار مفید می باشد.

  روش های جراحی در درمان طاسی گران و دردناک می باشند. خطرهای احتمالی آن عبارتند از عفونت و باقی ماندن اثر زخم . اگر شما به استفاده از این روش ها تمایل دارید حتماً به یک درماتولوژیست،جراح زیبائی و یا جراح پلاستیک مراجعه نمائید.در صورت جستجوی روش های جایگزین و یا شکست روش های طبی می توان از کلاه گیس استفاده نمود.

مجید احمدی هدایت جمعه هفدهم آذر 1385  نظر بدهید!

بهترین جملات
موضوع مرتبط با :

این جملات بهترین هایی بودن که من از کتابای مختلف وقتی می خوندم برای خودم یادداشت می کردم

حالا اینارو اینجا گذاشتم تا شما هم استفاده کنید.

۱- کسانی هستند که تو را عاشقانه دوست دارند فقط نمی دانند چطور نشان بدهند.

۲- گاهی اوقات حیوانات بهتر از آدم ها می توانند یک نفر را خوشحال کنند.

۳-نظاره گر درد دیگران بودن بدترین درد است

۴- تصویری که از خودت داری تو نیستی. تو تصویری هستی که دیگران از تو ساختن. اگه قرار شه خودت رو تعریف کنی همون چیزهایی رو می گی که دیگران درباره تو گفتن

۵- اگر به دنبال کسی هستد که هیچ ایردی نداشته باشد تنها خواهید ماند.

۶-در زندگی به قدری برای خودتان سرگرمی داشته باشید که اگر مدتی از داشتن همراه و هم صحبت

محروم بودید زجر نکشید.

۷-  مردان به دنبال زنانی می گردند که جذاب باشه و از این که با او دیده شوند احساس غرور کنند.

۸- اگر شخص مورد علاقه شما نمی داند از ادامه ارتباط با شما چه هدفی دارد بهتر نیست رهایش کنید.

مجید احمدی هدایت جمعه هفدهم آذر 1385  نظر بدهید!

موضوع مرتبط با :

جنبش نرم افزارى و توليد علم يك نياز بنيادى است

 

بسم الله الرحمن الرحيم

در موضوع «نهضت توليد علم» طى سال هاى اخير، سخن فراوان گفته شده است. براى تبيين هرچه بهتر اين موضوع لازم است ابتداءً ببينيم که نياز به اين بحث از کجا سرچشمه گرفته است. بى ترديد وقوع انقلاب عظيم اسلامى در کشور ما ـ که يک پديدة کاملاً متمايز با ساير انقلاب هاى نظير خود بود ـ آغاز فصل تازه اى از تفکرات حکومتى و اجتماعى گرديد. يکى از امتيازات و تمايزهاى برجستة اين انقلاب مردمي، توجه و تکيه ويژه بر نقش دين در جامعه و حکومت بود.

حضرت امام خمينى ـ قدس سره الشريف ـ که معمار اين نهضت و رهبر اين انقلاب عظيم و محبوب قلب هاى همة انقلابيون بودند، به عنوان يک مرجع تقليد و يک رهبر دينى از پيش از آغاز اين حرکت بزرگ تا پايان حيات مبارک خويش بر اين مؤلفة مهم پاى فشردند و اساساً همانند ساير رهبران الهي، همة حرکت هاى انقلابى را بر محور دين و اصول و ارزش هاى دينى تعريف و تحليل مى کردند و آنچه را خارج از اين چارچوب و بيرون از ارزش هاى معنوى بود، بى ارزش و بى اصالت مى انگاشتند.

به هر تقدير، انقلاب بزرگ اسلامى ايران در شرايطى که نظام سلطة جهانى به مساعدت فکرى متفکران و انديشمندان نظريه پرداز خود، حذف دين و معنويت از زندگى بشر را به ويژه زندگى اجتماعى و حکومتى و سياسى انسان را مطرح مى کردند، با ناباورى تمام، شکل گرفت و در حقيقت، خط بطلانى بر اين گونه فرضيه ها و نظريات کشيده شد و نقطة عطفى براى بازنگرى انديشمندان در برخى نظريات مسلم گرفته شده، پديد آمد.

همچنين تأثيراتى که اين انقلاب اسلامى بر ساير کشورهاى جهان و ساير مظلومان و ستم کشيدگان عالم گذارد و درس و الگويى که براى همه‌آزادى خواهان و عدالت طلبان به وجود آورد، حقيقتا عظيم و شگرف بود.

اما در داخل کشور، پس از پيروزي، اين انقلاب با مشکلات عظيمى مواجه شد که اگر همين پشتوانه دينى و مردمى نبود، يکى از آن مشکلات براى سقوط و سرنگونى نظام و انقلاب کافى بود. پس از آن هم، مشکل بزرگ جنگ تحميلي، سالهاى متمادي، کار اصلى نهادينه کردن اصول وتفکر انقلابى و اسلامى را به تأخير انداخت. اگرچه اين مشکلات، يکى پس از ديگرى براى سقوط انقلاب اسلامي، طراحى و عملى شد، اما اعتقاد عميق ملت و عزم استوار آنان براى ادامة اين حرکت بزرگ و رهبرى مدبرانه و بى نظير بنيانگذار فقيد و عظيم الشأن انقلاب ـ قدس سرّه ـ عملا اين معضلات را به نردبانى براى ترقى و صعود هر چه بيشتر ملت تبديل ساخت.

پس از پايان جنگ، اگرچه برخى از الگوهاى رفتار سياسى و اجتماعى و اقتصادى و فرهنگي، رفته رفته تغيير کرد، اما دوران سازندگى کشور و مشکلات و پيچيدگى هاى خاص آن، به شکل ديگري، فرصت تفکر اساسى و نظريه پردازى و اهتمام به انديشه سازى را از اولياى امور سلب کرد. اما به تدريج، هم متفکران و نظريه پردازان و عالمان روشن بين و هم رهبران و مسئولان هوشمندبه اين نکتة مهم التفات پيدا کردند که اگر انقلاب اسلامى ايران، صرفا براى يک جابجايى قدرت و تغيير حکومت و ساختار سياسى و حکومتى نيامده است، بلکه اين انقلاب بزرگ به دنبال اين حرکت بزرگ و با هدف اساسى اصلاح بنيادى جامعة انسانى و ساختن يک جامعة به تمام معنا اسلامي، پديد آمده، پس طبعاً‌چنين آرمان بلندي، نيازمند برنامة نو، و برنامة نو، محتاج تفکر و انديشة جديد است. براى روشن شدن هر چه بهتر اين نکتة مهم به يک مثال واضح در يک موضوع مهم اشاره مى کنم.

ما در ابتداى انقلاب،بالاخص در دوران جنگ تحميلي، برنامه ها و اقدامات اقتصادى در کشور راتقريبا به گونةمتأثر از ايده ها و مدل هاى اقتصادى شرقى و سوسياليستى پياده مى کرديم در حالى که بعدها به اشتباه بودن آن پى برده شد و عملا شکست آن سياست ها اعلام گرديد.

در دورة بعد از جنگ تقريبا همان مسئولان قبلي، سياست هايى کاملا مغاير با سياست هاى پيشين را اتخاذ کردند که متأسفانه آن برنامه ها هم متأثر از مدل هاى غربى و ليبرالى بود. و حال آنکه اساساً انقلاب اسلامى ما با شعار نه شرقى و نه غربى و با تکيه بر اصل آزادى و استقلال و بر مبناى جمهورى اسلامي، پديد آمده بود. و جالب آنکه در پياده شدن هر دو دسته از سياست هاى اقتصادى مزبور، سخن از عدالت گفته شد.

اکنون سؤال مهم مطرح آن است که آيا ما عدالت را متناسب با اصول و مبانى عميق و اصيل مکتب خود معنا و تعريف کرديم يا نه؟ متأسفانه بايد گفت: ما در مسائل اقتصادى همانند بسيارى ديگر از مسائل، با حرف هاى نظربه پردازان غير اسلامي، حرکت کرده ايم، کما اينکه به عنوان مثال نظام بانکدارى در کشور ما، عملا همان نظام بانکدارى جهانى است که ما به هر دليل ـ حتى به دليل اضطرار و ضرورت ـ آن را پذيرفته ايم و البته در پناه عقود اسلامى آن را توجيه کرده ايم. در حالى که روح اسلام و دين جامع نبوي(ص) با بسيارى ازمبانى اين گونه حرکتها هيچ موافقتى ندراد. آنچه که در قرآن کريم به طور مکرر و مبسوط در خصوص مسائل مالى و اقتصادى و تحريم ربا و تکاثر و ثروت اندوزى و وجوب حقوق مالى نظير خمس و زکوات و اتفاقات و ساير موارد آمده است و آنچه در اخبار و آثار حضرات معصومين(ص) بالاخص در بيانات و نحوه عمل و حکومت حضرت اميرالمؤمنين(ع) وجود دارد بهترين و والاترين سرمشق و مدل براى سياست ها و عملکرد اقتصادى حکومت اسلامى است، ولى آيا تاکنون به اين همه معارف عظيم، آنچنان که شايسته و بايسته است، التفات و توجّه عميق و درست شده است يا نه؟

اينکه حضرت امام راحل در اواخر عمر مبارک خود در بيان بسيار عميقى خطاب به حوزه هاى علميه فرمودند: «حکومت، در نظر مجتهد واقعي، فلسفة عملى تمامى فقه در تمامى زواياى زندگى بشريت است»، در حقيقت، تعريضى به همة سياست هاى غير اسلامى اتخاذ شدة در شرايط ضرورت و اضطرار بود.

ايشان در ادامة اين فرمايش حکيمانه اضافه فرموده اند: «حکومت، نشان دهندة جنبة عملى فقه در برخورد با تمامى معضلات اجتماعى و سياسى و نظامى و فرهنگى است. فقه، تئورى واقعى و کامل ادارة انسان، از گهواره تا گور است. هدف اساسى اين است که ما چگونه مى خواهيم اصول محکم فقه را در عمل فرد و جامعه پياده کنيمو بتوانيم براى معضلات، جواب دشاته باشيم و همة ترس استکبار جهانى از همين مسأله است که فقه و اجتهاد، جنبة عينى و عملى پيدا کند و قدرت برخورد در مسلمانان به وجود آورد.»

الحق والانصاف، بيان سرشار از حکمت و عظمت آن امام بزرگ، براى هميشة تاريخ ماندگار خواهدبود. اما بايد از خود او از همة متصديان مربوطه سؤال کنيم که تا چه اندازه به اين فرمايش حکيمانه، پرداخته شد. حوزه هاى علميه به چه ميزان به فقه و علم شريف فقه و فقاهت اهتمام جدى کردند و متصديان و سياستگذاران و سياستمداران کشور تا چه اندازه حدود فقه را در برنامه ها و عمل خود اجر نمودند؟

به هر تقدير، با آغاز دهة سوم انقلاب و آغاز فصل جديدى از توطئه هاى نظام سلطة جهانى که اين بار، ديگر شکل و رنگ نظامى و جنگى نداشت بلکه به گونه اى بسيار دقيق و مرموزانه و از زاوية فکرى و نظرى و فرهنگى طراحى و اجرا مى شد و هنوز هم به شدت هر چه تمام تر ادامه و استمرار دارد. هم عالمان و متفکران را به انديشه واداشت و هم متصديان و اولياى امور را به اين جهت ترغيب کرد که بايد فکرى نو کرد و برنامه اى نو درانداخت.

اگر به دنبال نظام سازى و جامعه پردازى هستيم و مى خواهيم در قدم اول که ايجاد انقلاب اسلامى بود، متوقف شد. و به سمت تأسيس يک نظام اسلامى به تمام معنا، که در درون خود هم جامعة اسلامى و هم دولت اسلامى را داشته باشد، و بتواند اسوة مناسبى براى دنياى اسلام باشد، حرکت کنيم، پس بايد بدانيم که ميزان موجودى علمى و فکرى ما، بايد متناسب با چنين هدف عظيمى تقويت شودو هر چه بيشتر تعميق پيدا کند و در غير اين صورت، اين مقدار از موجودى فکرى در برابر حجم عظيم و شکننده و فريبندة توليد انديشه ها و فکرى هاى غير دينى که تقريباً تمام دستاوردهاى اين انقلاب بزرگ را در معرض آسيب و خطرات جدى قرار خواهد دادو آنگاه يا بايد با تصلب و جمودو تحجر و ارتجاع، از آنچه داريم با هر وضع و شرايطى ، نگهدارى ظاهرى کنيم و يا در سمت ديگر نابودى واقع شويم و به وابستگى مطلق فکرى و فرهنگى به دامان غرب و شرق پناه بريم.

اين چنين بود که اين احساس، به طور جدى در انديشمندان و مسئولان نظام تقويت شد که تنها راه پيش پاى ما، نهضتى است که در آن به ارتقاى هرچه بيشتر فکرو علم و انديشه، تکيه شود و به اين وسيله است که مسير حرکت جامعة اسلامي، نه تنها يک سير قهقرايى نخواهد بود، بلکه طليعه اى روشن براى رسيدن به اهدافى بزرگ، پديدار خواهد گشت.

پس اگر امروز مسألة جنبش نرم افزارى و نهضت توليد علم، به يک موضوع مهم قابل بحث تبديل شده است و مورد استقبال انديشمندان و مجامع علمى و فکرى واقع گرديده، به دليل يک نياز بنيادى بيرونى است که ريشه در تحولات و تطورات فکرى و عملى سابق دارد. امروز به شدت احساس مى کنيم که بين دين و ارزش هاى دينى با دانش ها وعلوم کاربردي، بايد يک رابطة اصولى و منطقى برقرار شودو نمى توان در عرصه هاى علمى سخن از مثلا فقه و فقهات گفت ولى در مقام سياست هاو اجرائيات اقتصادى و سياسى و فرهنگ، به قواعد ديگرى پناه برد.

اين مقدمة نسبتا طولانى که درجهت تبيين هر چه بهتر موضوع، تقرير شد، نشان مى دهد که دقيقا سرچشمه و خاستگاه نهضت توليد علم و فکر در کشور ما و در اين برهة زمانى از انقلاب اسلامي، کجا و چه بوده است. اما اين، تازه آغاز راه و تنها تقرير محل نزاع است.

اينکه عوامل اصلى زمينه ساز براى چنين حرکت فراگيرى چيست؟ و آفت ها و آسيب هاى چنين نهضتى کدام است؟ و براى اجراى هر چه بهتر آن چه برنامه ها و راهکارهايى بايد اتخاذ شود؟ و يا چه تغييراتى در شيوه هاى آموزشي، پژوهشى و حتى ادارى و اجرايى به وجود آيد؟ و چه شاخصه هايى براى توليد فکرو علم وجود دارد؟ و ده ها سئوال ديگر از اين دست، مباحث دامنه دار و جدى و عميقى است که بايد به طور شايسته بدان پرداخته شود و همچنين بايد توجه داشته باشيم که اگر اين مباحث مقدّمى و زيربنايى به درستى روشن و تبيين نشود، چه بسا احتمال پديد آمدن مشکلات بزرگى در مسير اين حرکت باشد، زيرا آنگاه که تعادل در اين حرکت، مورد رعايت و عمل واقع نشود، فضاى فکرى و علمى و فرهنگى دچار يکى از دو معضل بزرگ «سکوت و رکود و جمود و تحجر و ارتجاع» يا «هرزه گويى و مرزشکنى و بدعت و التقاط» خواهد شدو ايجاد يک چنين وضعيتي، براى انقلاب و نظام و جامعة اسلامي، حقيقتاً خطرناک و شکننده است.

به نظر اينجانب براى ايجاد نهضت توليد علم بايد سه کار عمده در دستور کار انديشمندان قرار گيرد:

اول آنکه بايد نوع نگاهمان به علوم و دانش ها به ويژه علوم کاربردي، که نقش عميقى در کشور دارى و ادارة نظام دارد، را اصلاح کنيم. بدانيم که اگر به دنبال ايجاد يک نظام اسلامى به معناى حقيقى هستيم، با اقتصاد غربى و سياست غربى و فرهنگ غربى و مديريت غير اسلامى و بيگانه، راه به جايى نمى بريم.

اسلام بر اساس مبانى خاص خود، از انسان و اجتماع و نيازهاى اين دو، تعاريف ويژه اى دارد که تا اين تعاريف به درستى شناسايى نشود، نمى توانيم بگوييم و ادعا کنيم که به دنبال ايجاد يک جامعة اسلامى هستيم. ارزش­هاى اسلامى و دينى صرفاً براى نوشتن در کتاب و گفتن در خطابه ها نيست، بلکه به بيانى که از امام راحل عظيم الشأن گذشت، براى اجرا درتمامى زواياى زندگى بشريت است.

مدلهاى علمى غير اسلامي، نمى تواند تضمين کنندة ايجاد يک جامعة اسلامى باشد و بنابراين بايد نحوة نگاه ما به دانش ها و علوم عوض شود و باور کنيم که اسلام و فقه اسلامى براى خود، نظام ويژه اى دارد که بايد با علم و آگاهى و اجتهاد، استخراج و تبيين شود.

در طول سالهاى گذشته از ابتداى انقلاب تاکنون، آنچنان که بايد و شايد، اين توجه و نگاه نه در مجامع علمى و نه در عرصه هاى اجرايي، رعايت نشده است و به همين دليل هم، با روش آزمون و خطا، هر چندوقت، به يک شيوه و الگو و مدل در عرصه هاى گوناگون مراجعه کرده ايم.

اينک اگر به دنبال نهضت توليد علم هستيم، در قدم اول بايد بدانيم که تعريف ما از علم چيست ونگاهمان به دانش، همراه باارزش است يا جداو گسسته از ارزش ها و اصول دينى و مبانى معنوي.

دوم آنکه بايد به ميراثِ جاودان و ذخاير ارزشمند خود رجوع و بازگشت کنيم. با کمال تأسف در طول مدت پس از انقلاب، يکى از غفلت هاى بزگ ما، بى توجهى به ميراث غنى در عرصة علوم و دانش هاى اسلامى بوده است و مهم ترين دليل آن هم وضع موجودما در حوزه­هاى علميه در خصوص فقه و فقاهت است. علم فقه به عنوان يک دانش والا و با شرافت که توصيف برخى از جهات آن در بيان ححکيمانة سابق الذکر از حضرت امام خميني(ره) آمد، داراى منابع خاص خود و روش ويژة خود که به آن فقهات مى گوييم، مى باشد و امروز در حالى که در بسيارى ازمجامع مهم علمى در غرب، کرسى هاى علمى اختصاصى براى فقه شيعه تاسيس شده است، ما در حوزه هاى علميه با برخى بى توجهى ها با اين علم مهم روبرو هستيم و بدتر آنکه گاهى اوقات بى مهرى به اين علم را با رنگ و عالب هاى زيبايى توجيه مى کنيم که نوعا از سوى افراد کم اطلاع در اين عرصه ارايه مى شود و اين جاى تأسف بسيار است.

ما هنوز به عمق اهميت علم فقه و. نقش عظيم و واسع آن در اجراى اسلام و ايجاد يک نظام يک نظام اسلامى به معناى حقيقى پى نبرده ايم. بار ديگر شما را به مرور به کلمات گهربار امام راحل که قبلا ذکر شد، ارجاع مى دهم و ازشما مى خواهم که دقيقا بنگريد که آن بزرگوار، که در همة علوم اسلامى صاحب نظر و متفکر به معناى واقعى بودند، در خصوص علم فقه و نقش برجستة آن در ادارة زندگى بشر و ايجاد حکومت اسلامى و ترس نظام سلطه و استکبار از فقه و عملى شدن آن در اجتماع، چگونه سخن مى گويند. علم فقه به عنوان يک ميراث عظيم و به مثابة يک ذخيرة بزرگ براى ما، که در هر سه بعد عبادات، معاملات و سياسيّات سخن گفته است، بايد به طور دقيق مورد بازشناسى و توجه واقع شود. ديگر علوم و ذخاير ارزشمند ما هم کم و بيش با چنين مشکلى روبروست، به ويژه علم اخلاق، که آن هم متضمن سه بعد تهذيب نفس، تدبير منزل و سياست مدن مى باشد، آنچنان که بايسته و شايسته است، مورد توجه قرار نمى گيرد. به هر تقدير، دومين کار عمده در ايجاد نهضت توليد فکرو انديشه، رجوع و بازگشت و توجه عميق به دارايى ها و ذخاير اصيل خودمان است.

و اما گام سوم و سومين کار مهم آن است که اين دانش ها و ذخاير اصيل خود را با روش اجتهادى و با اسلوب صحيح علمى مورد بازشناسى قرار دهيم و با زبان روز و قالب هاى جديد ارايه کنيم.

منابعى که در دست ماست يعنى قرآن و عترت، کتاب و سنت، منابعى عظيم و جاودان و تمام ناشدنى است. غواص ماهر مى طلبد که بتواند از اين دو اقيانوس موّاج و خروشان، درهاى کشف ناشده را استخراج کند و بدين سبب است که ما مدعى هستيم که اين دين تا دامنة قيامت، پاسخ گوى انسان و مسايل فردى و مناسبات اجتماعى اوست. و دراين مرحله است که ما خواهيم تو.انست جامعيت و فراگيرى لازم در دانش ها و علوم را تضمين کنيم و در خلاها و فترت ها، دچار وابستگى علمى و فکرى نشويم.

مجموعة اين سه حرکت مهم، اقتضاى آن دارد که مجامع علمى و فرهنگى ما به ويژه نسل جوان از محققين و پژوهشگران، هرچه بيشتر، روحية تحصيل علم و تعميق جهات علمى را در خود تقويت کنند. حقيقت آن است که نمى توان از نهضت توليد علم وفکر سخن گفت، در حاليکه بسيارى از عرصه هاى آموزشى ما با افت تحصيلى مواجه هستند. نمى توان به فکر ايجاد نهضت توليد انديشه و علم بود ولى تحصيل علم را جدى نگرفت.

استاد بزرگوار ما حضرت امام خميني(ره) اگر توانستند انقلابى عظيم و ماندگار را هدايت و رهبرى کنند، به اين دليل بود که قبل از هر چيز، علم و تحصيل علم را جدى گرفتندو در عرصه اى بزرگ از علوم اسلامى بالاخص در فقه، اصول فقه، تفسير، فلسفه، اخلاق ، عرفان وحديث به شکل جدي، نه تنها صاحب اطلاع بلکه صاحب نظر و صاحب مبناو آراى ابتکارى بودند.

معمارى يک نهضت بزرگ اسلامى که در تمام جهان درخشيد، کار ساده اى نبود که از عهدة‌يک شخص کم فضل و کم سواد ساخته باشد، همّت مردانه اى مى خواست که يک مجتهد به معناى حقيقى و يک متفکر صاحب نظر در پناه تقوا و معنويت آن را به سرانجام رسانيد.

استاد بزرگوار، حضرت علامه طباطبايى ـ رضوان الله تعالى عليه ـ نيز که خدمت او. به آستان علم و فکر و انديشه و تحقيق، ماندگار خواهد بود. يک شخصيت علمى عظيم القدر بودند و اگر اين بعد عميق علمى نبود، هيچ گاه آن همه خدمات علمى و فکرى و فرهنگي، امکان پذير نمى شد.

امروز بايد همة جوانان عزيز چه در حوزه هاى علميه وچه در دانشگاه ها و چه در ديگرمجامع علمى و فکري، تحصيل علم و رشد روزافزون اطلاعات علمى خود را، وجهة همّتِ بى همتا قرا دهند و بداند که برترى ازآن عالمان است و اگر جنبه هاى علمى در جوانان تقويت نشود، در آينده راه به جايى نخواهيم برد. «يرفع الله الذين آمنوا منکم والذين أوتوا العلم درجات»

اگر ـ انشاء‌الله ـ با تلاش عالمان و مجامع علمى و جوانان عزيز اين کشور، سطح علمى ما ارتقا يابد و قدم هايى که تبيين شد، به درستى برداشته شود، اميد ايجاد يک نهضت فراگير علمى و انديشه اى به طور جدّى وجود دارد و در غير اين صورت، اين بحث در حد حرف، باقى خواهد ماند.

بنابراين نبايد گمان کنيم که جنبش توليد علم و فکر، يک کار کوتاه مد و يک حرکت مقطعى است. اين نهضت، يک حرکت بلند مدت است و تا زيربناهاى لازم آن پديد نيايد، به درستى شکل نخواهد گرفت. البته بايد توجه داشته باشيم که توليد فکر و نظرية علمي، شاخصه هايى دارد که با توجه عميق به آنچه گذشت، به سه شاخصة مهم آن، در اين مجال اشاره مى کنم و آن سه عبارتند از:

اول: دينى بودن به معناى ارزش محورى بودن آن و دوم: کارآمدى و نافع بودن آن و سوم: جامعيت و فراگيرى آن، بلکه ماية رنج و عذاب انسان و اجتماع است و همچنين انديشه هاى علمى که در حل مشکلات انسان و رفع معضلات جامعة انسانى ثمر وکاربردى نداشته باشد، مصداق علم نافع که در فرهنگ اهل بيت عصمت و طهار(ص) مطرح است، نخواهد بود و نيز نظرياتى که از فراگيرى و جامعيت لازم برخوردار نباشد، نمى تواند يک نظرية کاملا مناسب تلقى شود. و بالاخره اگرچه سخن در آفت هاو آسيب هاى نهضت توليد علم هم، بسيار دراز خواهد بود. اما براى تتميم سخن، چنان که قبلا نيز اشاره شد، به دو آفت و آسيب «افراط» و «تفريط» توجه مى دهم که بلاى جان همة انسان ها در همة عرصه هاست و شيوة جاهلانه اى است که به شدت بايد از آن پرهيز کرد.

در کار توليد نظرية علمى نه بايد چنان حرکت کنيم که تحت عنوان «نوانديشي» و آزادى انديشه نو بيان و قلم، مرزهاى حقيقت و فضيلت برچيده شود و اصول و مبانى تضييع گردد و نه بايد چنان باشيم که تحت عنوان «اصول گرايي» به وادى تحجر و تصلب گرفتار شويم.

بايد مرز «نوانديشي» با «بدعت گذاري» را بشناسيم، همچنان که بايد حد فاصل ميان «اصول گرايي» و «تحجر» رانيز بشناسيم و بدانيم که نظرية علمى کارآمد وقتى پديدار خواهد شد که به «آزادي» بدون «هرج و مرج» بلکه همراه با «اخلاق» و به «ارزش باوري» بدون قشرى گري» بلکه همراه با «اجتهاد عالمانه»، پاى بند باشم. و البته تشخيص اين مسايل و جدا کردن آن ها از يکديگر،کار عالمان و اهل فضل و تقوا است نه کار جاهلان و کم سوادان غير متقي.

در اين زمينه ها، اگرچه سخن بسيار است اما اميد است فعلا به همين ميزان کافى باشد. از خداوند سبحان، مسألت مى کنم که همة‌عالمان و انديشمندان و محققان بالاخص نسل جوان ما را در مسير اعتلاى علمى و معنوي، موفق بدارد تا ـ ان شاء الله ـ بتوانيم براى ادامة مسير انقلاب عظيم اسلامى و تشکيل يک جامعة ‌اسلامى به تمام معنا، نظريات علمى کارآمدى را ارايه و اجرا نماييم.

والسلام على جميع عبادالله الصالحين و رحمه الله وبرکاته

مجید احمدی هدایت جمعه هفدهم آذر 1385  نظر بدهید!

موضوع مرتبط با :

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار دانشجويان نمونه‏ و نمايندگان تشكلهاى مختلف دانشجويى‏

85/07/25

بسم ‏اللَّه ‏الرّحمن ‏الرّحيم‏

خصوصيت اين جلسه‏ى دانشجويى كه در ماه رمضان داريم، اولاً در پاكى و طراوت و طهارت فضاى اين جلسه است؛ يك عده جوان، با دلهاى پاك و در فضاى قدسى ماه مبارك رمضان اينجا گرد مى‏آييد و مطالبى را - كه من خصوصيات آن مطالب را بعد اشاره خواهم كرد - مطرح ميكنيد كه حرفهاى از دل برآمده و ناآلوده‏ى به اهداف شخصى و سياسى و امثال اينهاست. به نظر من، امسال كه قدرى اين جلسه بيشتر به طرف آخر ماه هم افتاد، بيست‏وسه روز روزه گرفتيد و ان‏شاءاللَّه روزه‏دارى و گذراندن ايام ليالى متبرّك «قدر» و تلاوت قرآن، دلها و روحهاى شما را نورانيت بخشيده و اين نورانيت در اين جلسه منعكس ميشود.

خصوصيت دوم، طراوت دانشجويى و جوانى است كه در اين جلسه هست و براى امثال من، غير از استفاده‏اى كه احياناً از مطالب مطرح شده‏ى در اين جلسه خواهيم برد، اين استفاده را دارد كه از لحاظ روحى، طراوت همنشين به همنشينِ فرسوده‏ى كهنسالى مثل ما هم سرايت ميكند و ان‏شاءاللَّه به نيروى شما، ما نيرو ميگيريم. لذا جلسه را مغتنم ميشمارم و از دوستانى كه در اين جلسه بياناتى كرديد و دوستانى كه جلسه را مديريت كردند و كسانى كه قبلاً مقدمات اين جلسه را فراهم و آماده كردند، من از همه‏شان صميمانه تشكر مى‏كنم.

مطالبى كه در اين جلسه بيان شد و معمولاً در اين جلسات جوان و دانشجويى بيان ميشود، چند خصوصيت دارد كه ما با همين خصوصياتش، اين جلسه و بيانات را دوست ميداريم و مى‏پسنديم. يكى اين است كه در اظهارات و تراوشهاى ذهنىِ شما، عناصر نو وجود دارد و طراوت نوپردازى فكرى در اظهارات مجموعه‏ى جوانهايى كه در اين جلسه صحبت ميكنند، هست و اين مغتنم است. اين نكته و بقيه‏ى آن دو، سه نكته‏ى بعدى را كه عرض ميكنم، فقط براى اين نيست كه يك توصيفى از جلسه كرده باشيم؛ بلكه براى اين است كه توجه كنيد اين خصوصيات جزو مشخصه‏هاى بارز و جذاب محيط دانشجويى است و اينها بايد حفظ بشود. پس اولين مشخصه، همين نگاه نو به مسائل و احياناً تراوشهاى فكرى جديد و تازه‏اى است كه هست و اين را ما دوست ميداريم و لازم داريم.

خصوصيت دوم، نگاه و توقعات آرمانى است. اين را به شما عرض بكنم، بعضى از اين چيزهايى كه شما مطرح كرديد، اگر در چرخ و پرِ تحليل و بررسى قرار بگيرد، چيزى از آن باقى نميماند؛ ليكن چون نگاه و توقع، نگاه آرمانى است، اين مطلوب است. ممكن است دسترسى به يك آرمان ميسّر هم نباشد، اما رها كردن آن آرمان هم، جايز نباشد. لذا نگاه آرمانىِ شما و توقعاتى كه ناشى از اين نگاه هست، اين براى ما مطلوب است؛ اين را ميخواهيم و بايد باشد.

خصوصيت سوم، زبان انتقادى و طلبگارانه است؛ نبادا كسى تصور كند كه اگر اين زبان انتقادى حتّى يك كمى تلخ هم باشد، حالا بنده كه اينجا نشسته‏ام، ناراحت خواهم شد، نه؛ اتفاقاً خودِ اين زبان انتقادى هم برخاسته‏ى از همان نگاه و توقعات آرمانى است؛ راضى نبودن به آنچه كه داريم، معنايش ميل و گرايشِ رسيدن به آن چيزى است كه نداريم و اين درست همان چيزى است كه ما ميخواهيم.

بنابراين هم «فكر نو»، هم «نگاه و توقعات آرمانى» و هم «زبان ويژه‏ى برخاسته‏ى از آن نگاه» را داشته باشيد؛ اينها چيزهاى خوبى است. و اگر اين خصوصيات محفوظ بماند، آن وقت جوانِ دانشجو نقش موتور را در يك قطار ايفا خواهد كرد؛ به حركت درآورنده، پيش‏برنده و جهت‏دهنده خواهد بود. و الّا اگر جوانها هم به وضع موجود - يعنى آنچه كه هست - قانع و راضى باشند، ديگر پيشرفتى متصور نخواهد بود؛ بايد دائم بخواهند به نقاطى كه دست نيافته‏اند، دست پيدا كنند.

دو، سه تا نكته در خلال اظهارات شماها بود كه لازم است من اينها را عرض بكنم؛ يعنى واقعاً لازمه‏ى دفاع از انصاف هست كه اين را بگوييم. اين كه گفته شود در مبارزه‏ى با فساد يا اجراى اصل چهل‏وچهار هيچ كارى انجام نگرفته، نه؛ اين طورى نيست. كارهاى زيادى انجام گرفته و دارد انجام ميگيرد. من به آنچه كه انجام گرفته، قانع نيستم، از مسئولان بالاى كشور مرتب سؤال ميكنم و از آنها ميخواهم و مطالبه ميكنم. ليكن اين به معناى آن نيست كه آنها در اين جهت حركت نميكنند، نه؛ واقعاً كار دارد انجام ميگيرد و پيشرفتهاى خوبى هم داشته‏اند؛ بخصوص در اين يك سال اخير، واقعاً كارهاى خوبى انجام گرفته است. البته شما بخواهيد؛ شما نگوييد كارى انجام نگرفته، اما جداً بخواهيد و مطالبه كنيد؛ اين، آن چيزى است كه ما مايليم.

يك نكته‏ى ديگرى كه من در خلال اظهارات شما دوستان ديدم، اين است كه گويا اين‏گونه تصور ميشود كه عقبه‏ى كارشناسى دولت نهم، عقبه‏ى ضعيفى است يا اصلاً چنين عقبه‏اى وجود ندارد! من كه هر روز حدود شايد شانزده، هفده تا روزنامه را با گرايشهاى مختلف از جريانهاى مختلف كشور مرور ميكنم و مى‏بينم، اين، عيناً يكى از همان نقاطى است كه جريانهاى مخالف با اين دولت مورد تأكيدشان است. ما تصور ميكرديم كه اين‏گونه اظهارات و شايعه‏پراكنيها خيلى تأثير ندارد، اما حالا مى‏بينيم نه، بى‏تأثير هم نبوده است! يعنى شما كه دانشجو و جزو قشر زبده و نخبه هستيد، واقعاً تصور ميكنيد كه دولت، عقبه‏ى كارشناسى ندارد! نميشود چنين قضاوتى بكنيد، اين‏طور نيست. يا مثلاً در اظهارات شما بود كه: تغييراتى كه در دولت انجام ميگيرد، تا آن اعماق بدنه‏ى اجرايى، تغيير ايجاد ميشود! اين‏گونه نيست. خوب، دولتهاى متعدد و پى‏درپى‏اى با من سروكار داشته‏اند و من با آنها كار كرده‏ام؛ نوع كارشان، نوع تحركشان، نوع اقدامهايشان و تعويضهايشان را ديده‏ام؛ اين ايرادى كه تقريباً يكى از سرلوحه‏هاى مخالفان - حالا مخالفان مذاقى، سياسى و هر چه هست - با اين دولت هست و مطرح ميكنند، من به هيچ‏وجه تأييد نميكنم؛ اين‏طورى نيست. البته تغيير و تبديلهايى در همه‏ى دولتها شده است؛ در بعضى دولتها بيشتر و در بعضى كمتر. و اين دولت نهم، جزو آن بيشترها نيست. از اين تغييرات وسيعتر و عميق‏تر فراوان داشتيم. اين شايعات روزنامه‏اى و اينها را خيلى ترتيب اثر ندهيد.

حالا اينجا يك نكته‏ى اساسى مطرح ميشود كه من هميشه در مواجهه‏ى با دانشجويان، روى آن تكيه ميكنم؛ و آن، «پيدا كردن قدرت تحليل مسائل و جريانهاى مهم كشور» است. سياست در دانشگاهها - كه بنده هميشه روى آن تأكيد كرده‏ام - به اين معناست. ما دو كار سياسى داريم: سياست‏زدگى و سياست‏بازى؛ اين يك‏جور كار است. اين را من به هيچ‏وجه تأييد نميكنم؛ نه در دانشگاه و نه در بيرون دانشگاه؛ بخصوص در دانشگاه. يكى هم سياستگرى است؛ يعنى حقيقتاً فهم و قدرت تحليل سياسى پيدا كردن؛ كه يكى از وظايف تشكلهاى دانشجويى اين است. من تأكيد ميكنم، تشكلهاى دانشجويى - كه عمده نمايندگان آنها، در اينجا تشريف داريد - نوع برنامه‏ريزى و كار را به كيفيتى قرار دهيد كه دانشجو قدرت تحليل سياسى پيدا كند؛ هر حرفى را به آسانى نپذيرد و هر احتمالى را به‏آسانى در ذهن خودش راه ندهد يا رد نكند؛ اين قدرتِ تحليل سياسى، خيلى مهم است. ما غالباً چوب اين را خورده‏ايم؛ نه ما، بلكه ملتهاى ديگر هم بر اثر خطاها و خبطهايى در فهم سياسى‏شان، گاهى مشكلات بزرگى را از سر گذرانده‏اند. اين، يك مسئله‏ى مهم است.

يك نكته‏ى ديگر هم وجود دارد و آن «عمق بخشيدن به معرفت دينى» در بين دانشجويان است. بر روى اين هم من اصرار دارم و بارها هم اين گفته شده؛ منتها بدنه‏ى دانشجويى، بدنه‏ى متبدّلى است و به شما هم بايد عرض بكنيم. كافى نيست كه ما از لحاظ عاطفى و احساسى، به دين و مظاهر دينى علاقه‏اى داشته باشيم يا علاقه‏اى نشان بدهيم. يك وقت هم كه وقت استفاده‏ى از تعليم و معرفت دينى است، بمانيم و نتوانيم وظيفه‏مان را تشخيص بدهيم يا از آن ايمان، پشتوانه‏اى براى عمل پيدا كنيم؛ اين كافى نيست. بايد كار معرفتى عميق انجام بگيرد.

ببينيد جوانان عزيز! آنچه كه امروز اتفاق افتاده است، اين نيست كه يك دولتى در كشورى با مواضع خاصى بر سر كار آمده، مثل اينكه هر دولتى يا هر كشورى يك مواضع خاص سياسى دارد؛ مسئله‏ى ما و مسئله‏ى جمهورى اسلامى اين نيست، مسئله‏ى يك پديده‏ى عظيم و بتدريج توسعه‏يابنده و ريشه‏دواننده‏ى در يك بخش مهمى از دنياست؛ تشكيل يك نظامى كه معنويت، جزو بافت اصلى آن محسوب ميشود. اين يك پديده‏ى بسيار مهم و مورد نياز بشريت هم هست، كه مورد استقبال قرار گرفته است و بيشتر هم خواهد شد. نظامى كه بر اساس تفكر و معرفت اسلامى بر سر كار بيايد، نظامى است كه مسائل معنوى انسان، جزو عناصر اصلى آن خواهد بود. خصوصيت اين نظام، اين نيست كه به مسائل مادى توجه نخواهد كرد و هدفش را فقط معنويات قرار خواهد داد، نه؛ اين يك مغالطه و نشانه‏ى غلط دادن است؛ كه در تبليغات جهانى عليه ما، اين نشانه داده ميشود. به هيچ‏وجه اين‏گونه نيست؛ بلكه معناى تشكيل چنين نظامى، اين است كه عنصر گمشده‏ى از ميان بشر، يعنى عنصر «معنويت» - كه تحت تأثير پنجه‏ى قدرتمندِ قدرتمندان عالم است - به زندگى بشريت برميگردد. همچنانى كه انسان به نان و هوا و غذا و صنعت و علم و پيشرفت و لذايذ زندگى نيازمند است، به ايمان و تقوا و پاكى و پاكدامنى و طهارت دل و نورانيت دل و مجذوب معارف الهى شدن هم نيازمند است؛ به اخلاق حسنه و مكارم اخلاقى هم نيازمند است. اين بخش دوم را پنجه‏ى مؤثر قدرتمندان مادى دنيا، بتدريج از ميان بشريت دور كردند؛ صد سال پيش مثل امروز نبوده؛ دويست سال پيش باز بهتر بوده است. اين خاصيت يك نظام ويژه در وضع كنونى جهان است. اين نظم موجود جهان - كه از صد سال، صدوپنجاه سال، دويست سال قبل قوّت گرفته - اقتضائش همين بوده كه دامن معنويت بتدريج از فضاى زندگى انسان جمع بشود و اين به ضرر بشريت تمام شده است. بشر به پيشرفت علمى نيازمند است، به اكتشافات پى‏درپى - همچنان كه امروز بشر سرگرم اين اكتشافات است و پيشرفتهاى شگفت‏آورى دارد - نيازمند است؛ اما در كنار معنويت. خوب، نظام اسلامى هم، آن نظامى است كه ميخواهد اين عنصر گمشده‏ى از تمدن و حيات بشرى را به محيط زندگى بشر برگرداند. اين در بيان، كارِ آسانى است؛ اما در عمل، هم كار مشكلى است، هم معارضانِ خيلى گردن‏كلفتى دارد. همه‏ى كسانى كه منفعتشان در دنيا با ايجاد جنگ همراه است، با اين مخالفند؛ همه‏ى كسانى كه كار و بارشان در دنيا با ترويج سكس سكه ميشود، با اين مخالفند؛ همه‏ى كسانى كه ميخواهند سررشته‏ى ثروتهاى حياتى ملتها را به دست گيرند، با اين مخالفند؛ همه‏ى كسانى كه قدرت‏طلبى برايشان هدف اصلى است - در حكومتهاى كوچك و بزرگ دنيا - با اين مخالفند. يعنى معارضانِ گردن‏كلفتى دارد.

خوب، حالا اين نظام در ايران آغاز به كار كرد؛ كلنگش زده شد، بنايش به وجود آمد، تعاليم اوليه‏اش هم مثل مصالح ابتدايى كار، پاى كار ريخته شد و به نحوى، سازندگى و بنّايىِ آن هم شروع شد. اولاً يك نظام مثل يك بنا، مرده نيست؛ مثل يك موجود انسانى است؛ كمبودهايى پيدا ميكند و ميتواند اين كمبودها را جبران كند؛ اگر غفلت كند، جبران نخواهد شد؛ اگر دقت كند و تلاش و سعى كند، زودتر و بهتر جبران خواهد شد؛ يعنى مثل يك موجود پويا و پيش‏رونده. يك نظام انسانى، اين‏چنين است. بنابراين ما داريم با چالش پيش ميرويم. و البته قضاوت من اين است كه ما به طور محسوسى هم در همان جهت اهداف و آرمانهاى اسلامى اين نظام پيش رفته‏ايم. يكى از دلائلش اين است كه امروز نسل سوم و چهارم انقلاب، با آرمانهاى اسلامى آشنا و به آن علاقه‏مند است و گرايشش به مظاهر اسلامى زياد است، و اين آمادگى را دارد كه اگر تجربه‏اى در كشور به وجود بيايد كه كارهاى دشوار را از اين نسل بخواهد، آنها را انجام بدهد؛ مثل دوره‏ى جنگ تحميلى. يعنى اين‏طور نباشد كه بعضى وضع كنونى ما را با دوران جنگ تحميلى مقايسه كنند؛ دوران جنگ تحميلى، يك آزمايش و كوره‏ى عملى بود؛ اگر در هر كشورى آن‏چنان وضع و آزمايشى به وجود آيد، جانهاى تشنه و آماده‏ى به كار ميآيند و استعدادها به فعليت ميرسند. امروز آن شرايط وجود ندارد؛ اما اگر به وجود آيد، همان وضعيت پيش خواهد آمد؛ آن چيزى كه من دارم مشاهده ميكنم، اين است.

ما پيشرفت داشته‏ايم و در اين ريزش و رويشى كه نظام اسلامى دارد، مجموعاً رويش ما از ريزشمان بيشتر بوده است و پيش رفته‏ايم؛ علاوه بر اينكه در ميدانهاى گوناگون ديگر - ميدانهاى علمى و غيره كه شماها گفتيد و ميدانيد و بيان شد - پيشرفتهاى زيادى داشته‏ايم. ولى همچنان كار در ابتداى خود قرار دارد؛ ما اولِ راهيم؛ ما ابتداى راهيم. اولاً بايد نظام را از لحاظ مبانى معرفتى‏اش كامل كنيم. ثانياً بناى نظام را بايد بر اساس آن مبانى معرفتى كامل كنيم؛ يعنى نظام اسلامى، دولت اسلامى و كشور اسلامى، هر كدام مترتب بر همديگر است؛ اينها همه يكسان و يك چيز نيستند. تا كشور، اسلامى بشود، ما خيلى كار داريم. تا مكارم اخلاق اسلامى و دانشگاه اسلامى - همين توقعاتى كه شما داريد و آرزوهاى بلندى كه به حق در نسل جوان ما هست - تحقق پيدا كند، راه طولانى‏اى داريم. اينكه ميگويم اول كار هستيم، يكى از نشانه‏هايش اين است. و از طرف ديگر، اين فكر، فكرى نيست كه در چهارچوب حصار جغرافيايى يك كشور بگنجد و بتواند بماند؛ اين، به طور طبيعى بايد انتشار پيدا بكند و عقبه‏ى عاطفى و فكرى ملتها را براى خودش كسب كند. البته از اول انقلاب، موارد متعددى از اين را ما ديده‏ايم و پيش آمده است؛ امروز هم همين است؛ منتها احتياج دارد كه اين عقبه، هر چه بيشتر استمرار داشته باشد.

براى اينكه ما بتوانيم به اين آينده‏هاى مطلوب برسيم، احتياج به نسل جوانِ باهمتِ پُرانگيزه‏ى مؤمنِ تلاشگرِ كاردانِ راه‏بلد داريم. يكى از شرايط اصلى‏اش مؤمن بودن و متقى بودن است؛ اينكه ميگوييم تشكلهاى اسلامى و محيطهاى دانشجويى، معارف و معرفت اسلامى را در خودشان عمق ببخشند، براى اين است كه بتوانند اين بار سنگين را بر دوش بگيرند و به منزل برسانند؛ والّا نميشود. اين نكته و حرف اصلى ما با مجموعه‏هاى دانشجويى است.

البته اين را هم ما اضافه بكنيم كه مجموعه‏هاى دانشجويى - كه پايه‏ى اسلامى و پايه‏ى معرفتى دارند - در داخل دانشگاه، كارى نكنند كه رقابتهاى آنها يا معارضه‏هايى كه به نام رقابت انجام ميگيرد، به تضعيف قواى اين مجموعه‏هاى مؤمن بينجامد. اين مجموعه‏ها همديگر را حفظ كنند. من نميگويم همه يك‏جور فكر كنند، همه يك‏جور سليقه داشته باشند؛ نه ممكن است، نه لازم؛ ليكن از معارضه و تضعيف يكديگر جداً خوددارى كنند. امروز اين براى شماها روشن است. ممكن است ده، پانزده سال قبل از اين، براى محيط دانشجويىِ آن روز روشن نبود و بايد مكرر گفته ميشد و ميگفتيم؛ اما امروز شما اين را ميدانيد. دشمن به طور ويژه، بر روى جريانهاى دانشجويى، سرمايه‏گذارى ميكند؛ تا بتوانند در محيطهاى دانشجويى نفوذ و رخنه كنند و براى خودشان سربازانى را در آنجا تدارك ببينند. اين كار با نامهاى مختلف دارد انجام ميگيرد. امروز سرويسهاى جاسوسى امريكا و اسرائيل حتّى حرفى ندارند كه به تشكلهايى در دانشگاههاى ايران كمك مالى بكنند كه اين تشكل به حسب ظاهر، وابسته‏ى به توده‏ايهاى سابقند. اين در دانشگاههاى شما وجود دارد. مجموعه‏ها و گروههاى دانشجويى كه تشكيل‏دهندگان و تغذيه‏كنندگان اينها همين توده‏ايهاى چند سال قبل از اين هستند - كه يك مدتى هم به تلويزيون آمدند و توبه و انابه و گريه كردند و از بزرگان نظام طلب بخشش كردند - امروز بعد از آنكه اردوگاه ماركسيزم به‏كلى متلاشى شده و غلط بودنِ آن حرفها، ايده‏ها و فكرها، با آن فلسفه‏نماها، بر همه ظاهر و مبرهن شده و ديگر وجود اين جريان چپ، معنايى ندارد؛ اما در عين حال مى‏بينيم كه اينها را نگه ميدارند و حفظ ميكنند؛ چون احتياج دارند؛ يعنى براى معارضه‏ى با جريان دانشجويى اصيل و سالم - كه همان جريان اسلامى و پايبند به معنويت و مفتخر به ايرانى بودن خود است - حاضرند زير هر نامى، دانشجو را فعال كنند؛ زير نام توده‏اى، سلطنت‏طلب و نامهاى گوناگون. شماها بايد متوجه باشيد. مسئوليت شما سنگين است؛ هم بايد درس را بخوانيد، هم محيط سياسى‏تان را بشناسيد، هم روى محيط سياسى اثر بگذاريد و هم خودتان را از لحاظ فكرى و روحى آماده كنيد براى فردايى كه بلاشك وزن اين نظام متكى به معنويت - يعنى نظام جمهورى اسلامى - در معادلات جهانى بين‏المللى، ده برابر امروز خواهد شد. مطمئن باشيد كه ما چنين روزى را در پيش داريم و شما جوانهاى امروز، آن روز را خواهيد ديد. على‏القاعده آن روز ماها نيستيم؛ اما شماها هستيد و خواهيد ديد آن روزى را كه وزن و ثقل و اهميت جمهورى اسلامى در معادلات جهانى - چه از لحاظ سياسى، چه از لحاظ علمى و چه از لحاظ بيان افكار سازنده - ده برابر امروز است. بايد خودتان را ان‏شاءاللَّه براى آن روز آماده كنيد.

از خداوند متعال مسئلت ميكنيم كه همه‏ى شماها را حفظ كند و ذخيره‏هاى ارزشمند آينده قرار بدهد و توفيق رشد روزافزون به همه‏ى شماها عنايت فرمايد، و ان‏شاءاللَّه خداوند شما را به پدر مادرهايتان ببخشد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته

مجید احمدی هدایت جمعه هفدهم آذر 1385  نظر بدهید!

موضوع مرتبط با :

« بيانيه كميته دانشجويي محققین جوان نظام پرستاري به مناسبت روز دانشجو »

هر ساله با فرا رسيدن 16 آذر برگ روشني برداشته هاي قشر دانشجو افزوده مي شود قشر دانشجو به دليل روحيه آزاديخواهانه و تحول طلبانه و آرمانگراي خود به عنوان نبض تپنده توده هاي مردم در برآورد و مطالبه خواسته ها و حقوق جامعه نقش اساسي را ايفا مي كند و به همان اندازه نيز سكان رهبري و هدايت لايه هاي زيرين و بنيادين اجتماع در زمينه تحولات سياسي و اجتماعي و صنفي را در دست دارد و به همين دليل مهر تعقل و انديشه و انتقاد سازنده بر پيشاني دانشجو خورده است اين خود سندي است بر اينكه دانشجو حق طلب، عدالت خواه و تحول گرا  باشد و هيچ وقت به وضع موجود راضي نباشد. در آستانه اين روز باشكوه خود به عنوان دانشجوي پرستاري و همگام با ساير دانشجويان بر خود لازم دانستيم تا ضمن تبريك اين روز به دانشجويان پرستاري خود و ديگران را متوجه چندين نكته اساسي در ارتباط با مسائل مهم حرفه و اتفاقات تاثیر گذار با تاکید بر محوریت دانشجوابيش از پيش متوجه سازيم.

1- آنچه كه از تكرار نام دانشجو در ذهن تداعي مي شود بدون شك شور و نشاط و انگيزش تحول و جنبش است و تمامي حركت ها و خيزش هاي علمي و صنفي و بنيادين هر رشته اي از تفكر نقادانه و رو به جلو دانشجو شكل مي گيرد. مسلماً در متن هر حركتي انبوهي از سوالات اساسي و بنيادين است كه پاسخگويي به آن در ذهن دانشجو او را وادار به دانستن و آگاهي وشناخت از حرفه خود مي كند. اما به راستي چند درصد از ما دانشجويان پرستاري تا كنون به سوال هايي كه در ذهن مان تداعي مي شود جواب درست داده ايم. چند در صد از ما دانشجويان به حق و حقوق خود آشناسي داريم و يا با آشنايي با آن تمايل نشان مي دهيم و چه تعداد از ما اگر قانون جديدي در ارتباط با آموزش و كارآموزي و يا در مقطع بالاتر صنف و نظام تازه شكل گرفته مان وضع مي شود به درست و يا نادرست بودن آن لحظه اي فكر مي كنيم و هزار سوال بي پاسخ ديگر كه شكوفايي و تفكر نقادانه را از ذهن دانشجو گرفته است. هنگامي كه دانشجوي پرستاري ناآشنا و ناآگاه به مسائل و اتفاقات پيرامون خود است چه توقعي از او مي رود كه پيش آهنگ يا پيش رو و پشتيبان حرفه و صنف خود باشد؟

آنچه كه جو فعلي پرستاري به آن محتاج است تغيير ديدگاه و نگرش نو است تنها دانش آكادميك و مدون، ملاك تحول نخواهد بود چرا كه علم به تنهايي قادر به تشخيص حق از ناحق و صحیح از غلط نيست. دانشجوي پرستاري صرفاً علم گرا يعني دانش آموز پرستاري و جایي كه مشغول به تحصيل در آن است دانشكده نيست بلكه مدرسه پرستاري است دانشجو يعني جسارت براي كشف حقيقت و نه لجاجت با خود و آينده حرفه كاري خود. تنها نشستن و دست به روي دست گذاشتن سودي ندارد بايد معترض بود. فرياد برآورد، دليل آورد و اثبات كرد.

2-كميته دانشجويي محققين جوان پرستاري با اعضاي دانشجویي خود، فلسفه تشكيل خود را راه اندازي و جهت گيري اين حركت هاي صنفي براي خروج از اين بن بست فكري و صنفي مي داند لذا لبه تيغ انتقاد را به سوي دانشجويان پرستاري كه خود نيز دانشجوي پرستاري هستيم گرفته ايم و عقيده بر اين است كه تا زماني كه دانشجويان از وظيفه اصلي كه همانا آگاهي و روح بخشي به فعاليت هاي صنفي است دور مانده اند نتيجه اي جز پرداختن به كارهاي لغوو حاشيه اي نداريم كه عاقبتي جزء غل و زنجير كردن دست و پاي دانشجوي پرستاري به كارهاي كليشه اي و محروم كردنش از تفكر انتقادي توسط مربيان و اساتيد بي تفاوت نيست، كه همين عامل بي تفاوتي پاشنه آشیل جنبش هاي پرستاري در سطح دانشجويي است.

3- در جامعه و صنف 150 هزار نفري پرستاران، هر روز اتفاقات و مسائلي پيرامون اين حرفه اتفاق مي افتد كه بر ما دانشجويان لازم است كه تمام اين اتفاقات و قوانين جديد و عملكرد درست و يا نادرست صنف خود را بشناسيم واز اختلافات گروه هاي پرستاري و جنگ و دعواهای بي اساس و به دور از روحيه جنبش صنفي اطلاع داشته باشيم كه نمود آن در انتخابات اخير چه قبل و چه بعد از آن اتفاق افتا د و نتيجه كارهاي غير حرفه اي و غرض ورز هاي شخصي كه در نشريات دو سويه ديديم تاسف و اعتراض شديد اين كميته را در پي داشت.

كميته محققین جوان نظام پرستاري بدون وابستگي به گروه و تفكر شخص خاصي با تكيه بر اهداف آئين نامه اي و به دور از جنجال هاي سياسي پرستاري ناراحتي عميق خود را از حركت هاي غرض ورزانه و بدبینانه ای که پرستاران را از تحول و جنبش و حق خواهی به دور می کند ابراز می دارد،حرکتهایی که منشا آن نه در معاندان و بدخواهان خارج حرفه بلکه منشا آن در متن خانواده پرستاری است. آنچه که معلوم و مشخص است ضعف و عقب ماندگی صنف پرستاری تا به امروز در همه جنبه های علمی،فرهنگی و صنفی ،حاصل سکوت و ناکارآمد بودن تمام گروهها اعم از گروههای صنفی و اجرایی پرستاری،پرستاران ،اساتید و مربیان و دانشجویان می باشدو نباید با نسبت دادن کوتاهی و نقصان به گروهی خاص خود را مبرا و مصون نگه داشت . ما دانشجویان پرستاری در کمیته محققین پرستاری معتقدیم که رفع بسیاری از این بدبینی ها و عملکرد های ضعیف صنفی در سایه تفاهم و نزدیکی همه گروههای پرستاری و ارج نهادن به پیشرفت حرفه پرستاری میسر می شود باید دانست که این تیر های دشمنی که نتیجه غرور و کج اندیشی دو سویه این دعواهاست همه کمانه می شود و بر پیکره جامعه پرستاری به نشانه خواهد رفت وحاصل این دعواها و غافل ماندن از اصل پيشرفت پرستاري نتيجه اي جز حضور كمرنگ و بي انگيزه پرستاران در انتخابات نبود كه بايد همه گروههاي پرستاري را به عملكرد ضعيف چندين ساله متوجه سازد.

4- بايد بدانيم كه موجوديت حرفه پرستاري در زمان حاضر و مقبوليت آتي فعاليت صنفي پرستاران در ميان مسئولين و جامعه وابسته به تلاش هاي سازمان نظام پرستاري است  در صورتی که در عقبه آن حمایت های حساب شده همراه با انتقاد های سازنده همه گروههای پرستاری باشد پس حضور كمرنگ در انتخابات نبايد به معني كنار رفتن قشر دانشجو از صحنه مطالبه و انتقاد تلقي شود بلكه در اين شرايط لازم است اين خلأ فكري و حضوري ساير پرستاران بوسيله دانشجويان پرستاري پر شود و پشتيبان برنامه هاي آتي سازمان در دور دوم بود كه مي توان با ارائه طرح ها و پيشنهادها و انتقادها در سرنوشت حرفه خود سهيم بود.

بايد به اين باور و يقين برسيم كه تا زماني كه در حق پرستار و دانشجوي پرستاري ظلم و بي عدالتي روا مي دارند هر روز روز دانشجو و هر سال، سال دانشجوست.

مجید احمدی هدایت جمعه هفدهم آذر 1385  نظر بدهید!

نیایش
موضوع مرتبط با :

خدایا:عقیده مرا ازدست " عقده ام"مصون بدار.

 

خدایا:به من قدرت تحمل عقیده "مخالف" ارزانی کن.

 

خدایا:رشدعقلی وعلمی مرا از فضیلت "تعصب" "احساس" و "اشراق" محروم نسازد.

 

خدایا:مرا همواره اگاه وهوشیار دار تا پیش ازشناختن درست وکامل کسی یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.

 

خدایا:جهل امیخته باخودخواهی و حسد مرا رایگان ابزار قتاله دشمن برای حمله به دوست نسازد.

 

خدایا:شهرت منی را که:"میخواهم باشم" قربانی منی که " میخواهند باشم" نکند.

 

خدایا:درروح من اختلاف در "انسانیت" را به اختلاف در فکر واختلاف در رابطه با هم میامیز. ان چنان که نتوانم این سه قوم جدا از هم را باز شناسم.

 

خدایا:مرا به خا طر حسد کینه و غرض عمله اماتور مگردان.

 

خدایا:خودخواهی را چندان درمن بکش یا درمن برکش تاخودخواهی دیگران را احساس نکنم واز ان در رنج نباشم.

 

خدایا:مرا در ایمان « اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق« باشم.

 

خدایا:به من « تقوای ستیز» بیاموز تا درانبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.

 

خدایا:مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن.

لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز.

مجید احمدی هدایت جمعه هفدهم آذر 1385  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی 
مقاله (شنبه ششم تیر 1388)
تعرفه (پنجشنبه ششم تیر 1387)
عید (شنبه هفدهم فروردین 1387)
تغذیه (جمعه نهم آذر 1386)
اغما’ (دوشنبه شانزدهم مهر 1386)
(شنبه سوم شهریور 1386)
1 خرداد (سه شنبه نوزدهم تیر 1386)
خبر (پنجشنبه هفتم تیر 1386)
دعوت (سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386)
تغییر (شنبه پنجم اسفند 1385)
 
امکانات
خوش آمديد ميهمان
آمار بازديد:
 
بازديد کلي :
نویسندگان :

 

لینک دوستان
قالب وبلاگ
پرستاران جوان
سازمان نظام پرستاری
پرستار کودک
خانه پرستار
پایگاه اطلاع رسانی پرستاری
گروهی از دانشجویان
سایت مقالات
دانشگاه بقیه الله
قاصدک
 

تبلیغات متنی

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

قالب وبلاگ » بلاگفا، پرشین بلاگ
 

 
قالب وبلاگ
 
 

 

All Right Reserved By ParsTheme.Com

Template By ParsTheme &
Design by Amirhoseyn rahbari

PHPNUKE.IR
 

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا